logo-samandehi

آغاز راه بهائیت (قسمت دوم)

در ادامه ی گفتگو های علی محمد باب در کتاب کشف الغطاء :

ناصرالدین شاه به دستور محمد شاه قاجار علی محمد باب را به تبریز فراخواند تا درباره ی عقاید او جست و جوی بیشتری کند لذا مجلس مناظره ای را ناصرالدین شاه با حضور علمای درباری  که بیشتر آنها از فرقه شیخی بودند  ترتیب داد . جزئیات این گزارش در یکی از کتاب های بهائیت به قلم میرزا ابوالفضل گلپایگانی که یکی از مبلغین  بنام بهائیت بود نقل شده است. به طور خلاصه در جواب ناصرالدین شاه و علما در باره ی عقاید او پرسیدند آیا تو نائب امام زمان هستی ؟

در جواب گفت : من نائب امام هستم و باب امام هستم و هر چه در مورد من شنیده اید درست است و اطاعت من بر شما واجب است و کسی که از صدر اسلام تا کنون انتظارش را می کشید منم ، همان کسی که وقتی ظهور می کند چهل هزار عالم با او به مخالفت بر می خیزند . علما از او می خواهند این حدیثی که در مورد چهل هزار مخالف مطرح کرد مشخصا” منبع آن را بیان کند . او گفت اگر چهل هزار نباشد چهار هزار هستند و در ادامه مدعی بود که از کرامات من عصای من است که آیه ای را برای آن نازل می کنم ، او آیه ای بسیار سخیف  و سفیهانه که پر از اشتباهات صرف و نحوی بود، خواند.

در همین زمان علمای شیعه او را به شدت مورد شماتت قرار دادند و دستور دادند که یازده ضربه چوب بر او حد جاری شود هشدار  و اخطارهای شدیدی از سوی علمای تشیع درباره ی او صادر شد اما با بررسی هایی به این نتیجه رسیدند که او پریشان احوال و نابخرد است گرچه حکم او قتل است اما او را به دلیل سیفه و نادان بودنش چنین حکمی را درباره ی او اجرا نمی کنند. علی محمد باب که در ابتدا تشیع را برگزید و امام عصر (عج) را پذیرفته بود بعد از مدتی ادعای ذکریت یعنی مفسر قرآن و بعد خود را واسطه ی مستقیم امام و مردم و بعد از مدتی خود را مهدی موعود قلمداد کرد انحراف و توهم او به جایی رسید که ادعای رسالت و نبوت کرد و بعد از آن مدعی شد که دین نو و کتاب جدید برای مردم آورده است. او با نوشتن کتابی به نام (بیان) که شامل احکام جاودانی اسلام بود برای مردم معرفی کرد.

او مدعی بود که نقطه ی اولی است { این لقب مقدسی برای پیامبر اسلام (ص) است و ائمه ی هدی (علیهم السلام ) خود را تابع آن حضرت می دانستند } به این ترتیب بود که علی محمد باب خود را در زمره ی انبیاء خدا قرار داد دیری نگذشت که خدایی خود را اعلام کرد!!! و آیه ای نازل کرد  به این معنا : من همان خدایم، نیست خدایی جز من !!!! من نخستین هستم که اولی برای او نیست فرد و منفرد هستم . از آن جا که من به ظهور ربوبیت رسیدم اول کسی که با من بیعت کرد خود محمد بود و بعد امیرالمؤمنین و بعد ائمه ی اطهار .

عاقبت علی محمد باب :

در تاریخ بهائئ نقل است که او در روز یکشنبه هزار و دویست و شصت و شش هجری قمری مصادف با جولای هزار و هشت صد و پنجاه میلادی و برابر با ۱۹ تیر ماه به همراه یکی از پیروانش در تبریز تیر باران کردن و جسدش را در کنار خندق شهر انداختند که طعمه درندگان باشد . بهائیان معتقدند که جسد باب در شهر حیفا و در مکانی مقدس دفن است .

منبع : حضرت باب ص ۵۵۷ و ۵۵۸ ، نوشته ی نصرت ا…. محمد حسینی و کتاب نقطه ی اولی نوشته ی محمد علی فیضی ص ۱۴۲ و ۳۴۵ و کتاب احسن القصص ص ۲ از :علی محمد شیرازی .

برگفته شده از کتاب منادیان تاریکی . نوشته ی سیدحسین علی موسوی زاده .

علائم ظهور از بیانات رسول خدا:

شهر بن حوشب از رسول خدا (ص) روایت کرده است که : پیامبر (ص) فرمود: در ماه ذی القعده قبیله ها با هم جنگ می کنند و در ذی الحجه حاجی ها را غارت می کنند و در ماه محرم منادی از آسمان فریاد می زند.

منبع حدیث :ملاحم الفتن ( نشانه های ظهور امام زمان (عج) ) از سید بن طاووس . ترجمه و تحقیق از سید مهدی آیت الهی .

دیگر ...