logo-samandehi

آغاز راه بهائیت .

علی محمد باب در محضر درس سید کاظم رشتی:

سید کاظم رشتی در مورد امامان معصوم علیهم السلام عقایدی بسیار غلو آمیز داشت او معتقد بود که همیشه یک نفر باید میان امام زمان و مردم وجود داشته باشد و او خود را این واسطه می دانست و ادعا می کرد که از فیوضات آن نورانیت بهره مند است به همین دلیل علی محمد باب شیفته ی افکار و مسلک سید رشتی شد و فرقه ی  بابیت در ذهن او نقش بست . بعد از مرگ سید کاظم رشتی علی محمد باب به شیراز برگشت و در پنجم  جمادی الاول در سال ۱۲۶۰ هجری قمری ، ادعای بابیت خود را اعلام کرد بهائیان و بابیان این شب را شب معبث و شب نقطه ی اولی در تاریخ فرقه ی خود قرار دادند و در این شب جشن می گیرند .

یکی از نزدیکان او به نام عبدالبهاء در مقاله ی شخصی سیاح در این باره می نویسد او در سن ۲۵ سالگی در شیراز اعلام بابیت کرد و خود را واسطه ی کمالات و فضائل و نورانیت امام زمان (عج) خواند و معتقد بود که  تمام حرکات و گفتار من به اراده ی امام عصر (عج) می باشد . علی محمد باب سوره ی یوسف را تفسیر کرد و در تفسیر این سوره از عنایات و توجه هات خاصی که  به او از جانب امام عصر شده بود بیان کرده است.

علی محمد باب از عراق به مکه رفت و بعد از آن به بوشهر بازگشت و بنا بر دعوت علمای شهر شیراز به شیراز آمد. علمای شهر شیراز تصمیم گرفتند تا او را به مناظره ی علمی و اعتقادی بخوانند و در مورد عقایدش او را مورد سؤال قرار بدهند البته در این مناظره علمای شیعه توانستند علی محمد باب را مورد مؤاخذه قرار دهند و او را متوجه عقاید اشتباه و انحرافی اش کنند .

علی محمد باب را به مسجد وکیل بردند و او اظهار ندامت و پشیمانی کرد و ادعای خود را تکذیب نمود و در حضور همه استغفار و توبه کرد و این اولین توبه ی او به شمار می رود .

فرار علی محمد باب به اصفهان :

بعد از اینکه علی محمد باب در شیراز توبه کرد ممنوع ملاقات شد و به اصفهان فرار کرد در اصفهان هوادارانش امکانات و شرایط بسیار خوبی برایش فراهم کردند . در همان زمان تفسیر سوره ی ولعصر را نوشت . عده ای از دوستانش امکان تبلیغ را برایش مهیا کردند در عین حال عده ای از شیعیان هم با او به مخالفت پرداختند . حاکم اصفهان که با دولت روس و ارمنستان و گرجستان ارتباط بسیار خوبی داشت از او حمایت های زیادی کرد . علمای اصفهان او را مجبور کردند که به تهران برود  اما حاکم اصفهان با ترفند هایی او را مجددا” به اصفهان برگرداند . حاکم اصفهان ارادت خاصی به او داشت به طوری که ثروت انبوه خودش را که در آن زمان چهل میلیون فرانک بود به او داد . اما دیری نپایید که حاکم اصفهان مرد و علی محمد به طهران به در بار ناصر الدین شاه خوانده شد و به شهر باکو بعد تبریز احضار شد . علمای وقت بار دیگر او را احضار کردند تا مجددا” به او اخطار بدهند متن گفتگوی آن ها در کتاب ها و گزارشات بهائیت به طور کامل آمده است . یکی از مبلغان بهائیت به نام ابوالفضل گلپایگانی نقل می کند که علی محمد باب در کتاب کشف الغطاء به دستور عبدابهاء در رد ادوارد براون انگلیسی مطالبی دارد……………….

ادامه دارد.

منبع : از منادیان تاریکی نوشته ی سید حسین علی موسوی زاده

حدیث از امام محمد باقر (ع) در موضوع مهدویت :

امام فرمود : جوانی از بنی هاشم که در کف دست راستش  خالی دارد با بیرق های سیاه از جانب خراسان خروج می کند که شعیب بن صالح در جلوی او خواهد بود و با اصحاب سفیانی جنگ می کند و آنها را شکست می دهد

منبع: از نشانه های ظهور امام زمان ترجمه ی الملاحم الفتن. از سید بن طاووس

ترجمه ی فارسی : سید مهدی آیت الهی .

دیگر ...