logo-samandehi

ادامه ی مبحث ظاهر فریبی یزید.

وقتی که یزید دستور داد که اهل بیت به سوی مدینه حرکت کنند و نعمان بن بشیر انصاری را با آنها روانه کرد کاروان آنها روز ها را توقف می کردند و شبها حرکت می نمودند در طی این مسیر مأموران ابن زیاد با آنها به مهربانی رفتار می کردند در این بار ه علامه ی مجلسی در بحار الانوار در قرب الاسناد روایت کرده است که یقطینی از قداح از جعفربن محمد از امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که اهل بیت امام را در روز روشن با صورت های باز وارد مجلس یزید کردند مردم شام وقتی آنها را دیدند به آنها گفتند: شما کیستید؟ حضرت سکینه (س)  پاسخ آنها فرمودند: ما اسرای خاندان رسول خدا (ص) هستیم و آنها در جواب  گفتند: تا کنون اسرایی به این نیکویی ندیده ایم ! همچنین در کتاب عیون اخبار الرضا  از ابن عبدوس  از فضل بن شازان از امام رضا (ع) روایت کرده است که وقتی سر امام حسین (ع) را به شام آوردند یزید دستور داد سر  مقدس امام را به زمین گذارند و دستور داد غذا را حاضر کنند بعد از آن دستور داد سر امام را در طشتی گذاشته و خود مشغول میگساری و شطرنج بازی شد که تمام این اهانت ها و جسارت ها به سر امام و به اهل بیت آن حضرت ؛ در بسیاری از روایات و دیگر کتب مختلف به روایت از امام رضا (ع) و ائمه ی معصومین نقل شده.

منبع : عیون الرضا ، ج ۲ ص ۲۲ ح ۵۰ ، قرب الاسناد ص ۲۶ ح ۸۸٫

شیخ مفید : در مقتل خود می نویسد که وقتی یزید زنان و کودکان را در مکانی مستقل جای داد دستور داد تا امام سجاد (ع) هم در کنار آنان باشد و به نعمان بن بشیر دستور داد تا آنان را به سوی مدینه حرکت دهد در این هنگام امام سجاد (ع) را خواست و با او خلوت کرد و به او گفت: خداوند ابن مرجانه را لعنت کند ! آری؛ به خدا سوگند اگر من خودم عهده دار کار پدرت بودم در خواست او را رد نمی کردم و هر چه می خواست برایش فراهم می کردم و به هر وسیله ای مانع مرگ او می شدم اما قضا و قدر از سوی خدا چنین مقدر شده بود از مدینه برایم نامه بنویس و هر حاجتی داشتی بگو تا روا کنم  سپس لباس او و اهلش را به ان حضرت داد و به همراه کاروان که در میان انها نعمان بن بشیر بود راهی مدینه کرد و به مأموران خود سفارش کرد که در بین راه اهل بیت را احترام کنندو مراعات حال ان حضرات را تا رسیدن به مدینه  داشته باشند . اما سید بن طاوس در لهوف آورده است که یزید به امام سجاد (ع) گفت : سه حاجت تو را براورده می کنم امام فرمود : اول آنکه سر مقدس پدرم را بدهی تا صورت نازنین آن حضرت را ببینم  دوم  اموالی که از ما به غارت رفته به ما برگردانی سوم اگر تصمیم کشتن مرا داری فردی قابل اعتماد معین کن که با این زنان به مدینه بروند یزید گفت: صورت پدرت را هرگز نخواهی دید من تو را عفو کردم و از کشتنت در گذشتم و زنان را با تو به مدینه باز میگردانم ، اموالی را که از شما برده اند چندین برابر قیمتش را به شما می پردازم. امام به او فرمودند: ما از اموال تو  چیزی نمی خواهیم بگذار از اموالت چیزی کم نشود ولی ما اموال غارت شده ی خود را می خواهیم ، زیرا بافته های مادرم فاطمه(س)  دختر محمد(ص)  و مقنعه و گردنبند و پیراهن او در میان آنهاست . یزید دستور داد اموال را باز گرداندند ۲۰۰ دینار از مال خود را به آن حضرت داد و امام سجاد(ع)  ان را گرفت و بین فقرا  تقسیم کرد.

روایت شده است که سر امام حسین (ع) را به کربلا برگرداندند و با بدن شریفش به خاک سپردند و این در حالی بود که اسیران خاندان امام حسین (ع) به مدینه برگشتند .

سید بن طاووس می نویسد روایات بسیاری : غیر از انکه ما نقل کردیم وارد شده در حالی که اختلافات دیگری هم وجود دارد .

به طور کلی یزید تا انجایی که در توان داشت اهل بیت امام حسین (ع) و خود آن حضرت را مورد اذیت و آزار قرار  داد اما وقتی که آبرو و موقعیت خود را در خطر دید در صدد جبران برامد و تصمیم به ظاهر سازی و ظاهر فریبی کرد.

منبع : لهوف سید  بن طاووس ص ۲۱۷ .

دیگر ...