logo-samandehi

اقدامات امام حسین (ع) برای مقابله با یزید

امام حسین (ع) برای مقابله با یزید بن معاویه و برای روشنگری و هدایت برای مردم در چندین مرحله اقدامات مهمی انجام دادند ابتدا با او بیعت نکرد زیرا بیعت با یزید به معنای پذیرفتن عقاید و افکار فاسد و محو دین بود و اگر امام سکوت می کرد سکوت او معنای رضایت می گرفت و از انجایی که امام یزید را فردی فاسق و غاصب خلافت بر مسلمانان می دید و می دانست که یزید از معاویه پست تر است و دشمنی خود را با خدا و پیامبر علنا” و عملا” نشان می دهد لذا برای بیزاری جستن از او در طی مسیری که در پیش داشت سخنرانی ها،  تبلیغات و بیانات هدایت گرانه علیه عقاید کفرآمیز یزید داشتند اگر چه در آن دوران خفقان شدید حاکم بود و عده ای برای جلب رضایت ال امیه و به دست آوردن صدارت و قدرت سالهای طولانی بر بالای منبر لعن و سب حضرت علی (ع) می کرد حتی سال ها بعد از هلاکت معاویه مردم هنوز برای معاویه طلب مغفرت می کردند که همه ی اینها نشانگر نفوذ معاویه بر دلهای مردم بود.

حال با این اعتقادات و با این افکار عمومی به این نکته ی مهم باید دقت شود که چگونه امام مظلوم ما تا چه حد برای هدایت مردم و شفافیت اوضاع اجتماعی و سیاسی تلاش کردند. امام با تلاش همه جانبه ان چه را که باید به مردم بگوید و بفهماند در قالب نامه ها و بیاناتی در موارد و شرایط مناسب که نیاز می دیدند روشن گری می نمودند زیرا امام معصوم با آگاهی به کینه و دشمنی بنی امیه که سالها تلاش کرده بود تا ریشه ی شیعیان را بخشکاند که در این راه پولهای زیادی هدر  داده بودند تا در وصف ال امیه فضائل دروغین منتشر کنند و در مقابل هیچ کس جرأت نقل فضائل اهل بیت را نداشت.

امام حسین (ع) سیفنه النچاه و حجت مطلق خدا بود لذا برخود واجب می دانست تا پرده های ظلم ال امیه را کنار بزند و حقیقت را بیان کند به همین دلیل نامه هایی به اشراف و سران بصره نوشت.

نامه های امام حسین (ع) و تأثیرات آن:

این نامه ها هدف مبارزات و جهاد امام حسین (ع) را با بنی امیه بیان می کند . در یکی از این نامه ها امام حسین (ع) می فرمایند: پروردگار؛ حضرت رسول (ص) را برای رسالت برگزید و آن حضرت بندگان خدا را پند می داد و به انچه که به آن حضرت محول شده بود بیان می کرد و بعد از ایشان ما اهل بیت و اولیا و اوصیا  ورثه ی او و سزاوارترین انسان هایی هستیم که شایستگی جانشینی آن حضرت را داریم اما حق خلافت ما غصب شد و برای اینکه تفرقه و اختلاف میان مسلمانان پیش نیاید خاموش ماندیم اگر چه خلافت حق مسلم ما بوده است شما را به سنت خدا و رسولش (ص) می خوانم در حالی که آنان سنت خدا و رسول را از میان بردند و بدعت را رواج دادند. مرا اطاعت کنید که شما را هدایت می کنم.

وقتی که امام این نامه را به سران اهل بصره نوشت همگی آن را مخفی کردند به جز یک نفر { منذر بن جارود} که او نامه و نامه رسان را به نزد ابن زیاد برد و ابن زیاد دستور داد نامه رسان را به قتل برساند. و برادرش عثمان را والی بصره کرد .

امام حسین (ع) در این مسیر برای مردم  به طور مکرر خطبه می خواندند و آن ها را در حفظ دین و پیوستن به اهل بیت دعوت می کردند در محلی بعد از نماز عصر  وقتی که اصحاب حر را ملاقات کردند و در مرحله ای دیگر در منطقه ای به نام (بیضه) برای اصحاب خودش و اصحاب حر سخنرانی مبسوطی کردند و از ستمگری ها و ظلم های عمال بنی امیه برای مردم روشنگری نمودند امام خلافت را انجام وظیفه و قبول مسئولیت می خواند و برای جلوگیری از فساد بنی امیه و برقراری نهی از منکر و امر به معروف میدانست. تصمیم خود را آگاهانه و شهادت را زندگی جاوید در بهشت می دانست……………………..

منبع : تاریخ طبری ج ۵ ص ۴۰۲ و ۴۰۳

برگرفته شده از کتاب : تاریخ سید الشهدا نوشته ی آقای صفائ حائری.

بیضه: نام یکی از منزلگاه های سر راه کوفه بین عذیب و واقصه قرار داشته و متعلق به بنی یربوع بوده در همین منطقه امام با سپاه کوفه برخورد کرد و خطبه ی معروف خود را برای سپاه حر ایراد فرمود و در همین جا بود که نافع بن هلال و بریربن خضیر برخاستند و یاری خود را از امام اعلام کردند. امام ندای الرحیل، الرحیل سردادند و به راه ادامه دادند.{ بیضه به معنای زمین سفید هموار و بی گیاه است.} براساس کتاب فرهنگ عاشورا نوشته ی جواد محدثی .

منبع : الحسین فی طریقه الی الشهاده ص ۱۰۲٫

 

دیگر ...