logo-samandehi

بررسی علت ولادت پنهانی امام عصر (عج)

موفعیت سیاسی و اجتماعی امام هادی (ع) و امام حسن عسگری (ع) در زمان خلافای عباسی (متوکل )
وقتی که امام هادی (ع)  امامت شیعه را عهده دار بودند در مدینه ساکن شدند شیعییان مدینه علاقه و ارادت خاصی به ان حضرت داشتند   این علاقه و ارادت موچی از نگرانی و وحشت بر دل و جان متوکل عباسی انداخت  و امام هادی را به همین دلیل از مدینه به مرکز خلافت خود که سامرا بود فراخواند تا تمام جوانب کارهای آن حضرت را زیر نظر داشته باشند امام هادی (ع) تا زمان شهادت در خفقان سیاسی زندگی را سپری کردند بعد از ایشان فرزندش امام حسن عسگری در سن ۲۲ سالگی به امامت رسیدند و ان بزرگوار هم در همین محدودیت ها که متوکل ایجاد کرده بود ولایت خود را بر شیعیان آغاز کرد.
خلفای عباسی  به کرات از روایات و اخبار شنیده بودند که پیامبر اکرم و امامان معصوم (ع)  به اتفاق از تولد فرزندشان امام مهدی خبر داده بودند که حکومت های ظالمان را پایان خواهد داد و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد این جدیث نگرانی های عمیق بنی عباس را بیشتر می کرد و متوکل را بر ان داشت تا تلاش کند از تولد چنین فرزندی چلوگیری کند  به همین دلیل حضرت مهدی در یک شرایط کاملا” پنهانی در سحر گاه جمعه در نیمه ی شعبان در سال ۲۵۵ چشم به  جهان گشودند روایت های مختلفی از مورخان در باره ی تاریخ تولد امام مهدی وجود دارد که این گویای اختلاف نظر در مورد ولادت ایشان است.
امام رضا در این رابطه ولادت پنهانی امام مهدی (عح )را همانند حضرت ابراهیم و موسی (ع) می داند .
امام حسن عسگری علاوه بر امامت شیعییان دو  وظیفه حساس و اساسی بر عهده داشت یکی حفظ جان فرزندش از نیات و  گزند متوکل و بدخواهان و دوم اینکه امامت فرزندش مهدی موعود را به اصحاب یاران صدیقش بشناساند به همین دلیل فقط افرادی چون ابو هاشم جعفری ، احمد  بن اسحاق حضرت حکیمه و خدیجه  عمه های بزرگوار امام یازدهم از وجود امام عصر اگاه بودند
امام عسگری بعد از تولد فرزندش در سامرا و در مدینه او را تحت سرپرستی مادربزرگ پدری خود که حدیث نام داشت قرار داد شیخ صدوق نقل میکند : امام عسگری چهل روز بعد از تولد فرزندش او را به مکانی نامعلوم فرستاد و ان گاه وی را به مادرش بازگرداند مسعودی روایت میکند : در سال ۲۵۹ امام عسگری از حدیث مادر خود درخواست کرد تا به حج مشرف شود بعد از ان حدیث و نواده اش با محافظت احمد بن مطهر یکی از یاران امام عسگری به مکه مشرف شدند و بعد از انجام مناسک حج مدینه را محل اختفای امام قرار دادند.
مادر ایشان بنابر روایات مختلف دختر یوشع پسر قیصر روم و مادرش از نسل شمعون یکی از حواریون حضرت عیسی می باشد.
شیخ صدوق نقل می کند که این بانوی گرامی (ملیکه) در جنگی که با نیروهای اسلام رخ می دهد به اسارت گرفته میشود و به عنوان کنیز در بازار برده فروشان بغداد در معرض فروش قرار میگیرد حضرت ملیکه به سفارش امام هادی (ع) خریداری می شود روایت های مختلفی درباره  ی ایشان وجود دارد او را ریحانه مریم،نرگس ،سوسن، صیقل (صقیل) می خواندند حضرت حکیمه خاتون او را ضقیل میخوانده زیرا که در وقت حاملگی نورانیت خاصی داشته سید محمد صدر در باره ی تعدد نام های ان حضرت تحلیلی جامع بیان می کند…………

منبع :تاریخ عصر غیبت : مولفان سید مسعود پور سید اقای ، محمد زضا جباری حسن عاشوری سید منذکری سید منذر حکیم

دیگر ...