logo-samandehi

بهائیت ،

حسین علی نوری (بهاء ا….)

حسین علی نوری ، یکی دیگر از کسانی که فرقه ی بهائیت را دنبال کرد میرزا حسین علی نوری ملقب به بهاء ا.. است . او در تهران متولد شد و چون پدرش از منشیان محمد شاه قاجار بود خواندن و نوشتن را از کودکی آموخت اما بهائیان او را یک فرد امی { درس نخوانده} می دانند با این حال مدارکی از منابع بهائیت موجود است که تحصیلات او را نشان می دهد . حسین علی نوری در سن ۲۷ سالگی از  افکار و عقاید محمد علی باب اگاه شد و برای تبلیغ و تصدیق او با محمد علی باب به مکاتبه  پرداخت .

وقتی که محمد علی باب به دستور ناصرالدین شاه اعدام شد پیروان باب به رهبری میرزا حسین علی نوری تصمیم گرفتند ناصرالدین شاه را به قتل برسانند و در پی ترور ناصرالدین شاه برامدند چنان که در یک سوء قصد شاه از این ترور جان سالم به در برد و دستور داد بهائیان از جمله میرزا حسین علی را دستگیر کنند . از انجایی که میرزا حسین علی روابط خوبی با سفارت روس داشت با وساطت سفارت روس آزاد شد .

بعد از کشته شدن علی محمد باب بنابر وصیتش میرزا یحیی معروف به صبح ازل جانشین او شد و همه ی بهائیان از جمله حسین علی بهاء رهبریت و جانشینی او را پذیرفتند.

فرار بهائیان به عراق:

در ابتدای رهبریت میرزا یحیی که در مازندران زندگی میکرد روزی با لباس مبدل در هئیبت صوفی از ایران خارج شد و به بغداد فرار کرد چهار ماه بعد از او برادرش بهاء ا… که تا آن وقت در زندان بود بعد از آزادی به بغداد رفت و به تدریج بهائیان از هر گوشه ی ایران به بغداد رفتند و بغداد را مرکز بهائیت قرار دادند و در حدود ده سال در عراق به سر میبردند .

اعتشاشات بهائیان در عراق :

وقتی که حسین علی نوری از ایران به بغداد تبعید شد به تدریج با میرزا یحیی به اختلاف رسیدند و به دلیل همین اختلافات به سوی کوه های سلیمانیه حرکت کرد . ده سال در کردستان عثمانی و در بیشتر اوقات در مناطقی دور دست زندگی می کرد در همین مدت هم هواداران آن ها در عراق به خصوص در شهر کربلا شبانه از حرم مطهر و از کتابخانه ها اشیاء و هر چه که در اختیارشان بود به سرقت می بردند و از طرفی حسین علی بهاء روز عاشورا را در کربلا جشن اعلام کرد و بهائیان در این روز بیشرمانه به جشن و پایکوبی می پرداختند به همین دلیل مردم شیعه ی کربلا از این اعمال ننگین بابیان به خشم آمدند و دولت عثمانی را مجبور کردند که از عراق آنها را بیرون کنند .لذا دولت وقت آنها را به استانبول تبعید کرد .

منبع: کتاب هشت بهشت ص ۳۰۲ و ۳۰۳ شیخ احمد روحی و آقا خان کرمانی . و عباس افندی کتاب مقاله ی سیاح ص ۳۸٫

دیگر ...