logo-samandehi

به مناسبت روز درختکاری

به مناسبت روز درختکاری

کاشت یک درخت، صدقه حساب می شود

 

درخت کاری

همه ما کم و بیش وقتی به خاطرات دوران کودکی مان فکر می‌کنیم، ناخودآگاه شعرهایی که در کتاب‌هایمان بود را با خود زمزمه می کنیم، شعرهایی که با آن ها خاطراتی داشته ایم؛ مثل شعر “درخت می کارم.”

بعضی از ما در آن دوران به‌ خاطر علاقه‌ای که به این شعر داشتیم و هم این ‌که متن آن‌ها برایمان خیلی جالب و لذت‌ بخش بود و یا به اجبار معلم این اشعار را حفظ کردیم و هنوز هم با خواندن و شنیدن این شعرها به یاد لذت‌هایی که آن روزها از حفظ کردن این شعرها می‌بردیم، می‌افتیم و خاطرات آن روزها برایمان تداعی می‌شود.
به دست خود درختی می نشانم
به پایش جوی آبی می‌کشانم
کمی تخم چمن بر روی خاکش
برای یادگاری می‌فشانم
درختم کم‌کم آرد برگ و  باری
بسازد بر سر خود شاخساری
چمن روید در آن‌جا سبز و خرم
شود زیر درختم سبزه ‌زاری …

در این فرصت که روز درختکاری نامیده شده، بنا داریم در راستای این موضوع با هم گفتگویی داشته و دیدگاه اسلام را در این باره بیشتر بدانیم. با ما همراه باشید.

یکی از نعمت های الهی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده است، درخت است. در نگاه نخست آدمی از این همه توجهی که دین اسلام به عنوان یک دین جاودان به موضوع درخت و گیاه آن هم در عصر جاهلیت، می کند، باعث تعجب است. اما وقتی به موضوع با نگاه دقیق تری توجه می شود می بینیم که این نعمت، یکی از زیباترین مظاهر خلقت و جلوه‌ای زیبا و قابل تأمل از  تجلیات آفریدگار عالم است.

هر کس کار امانت (مسئولیت) را سبک بشمارد و در آن خیانت روا دارد و جان و دین خود را از خیانت ، پاک ننماید ، درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت ،خوارتر و رسواتر خواهد بود. در ادامه می فرمایند:«و به یقین ،خیانت بر امت، بزرگترین خیانت است و فریبکاری پیشوایان ، زشت ترین فریبکاری هاست

در بیان قرآن کریم درخت  نماد آبادانی و شاخص سرسبزی و خرمی، مظهر زندگی، باعث لطافت هوا و موجب آسایش انسان و صفا و پاکی طبیعت است.
در جای جای آیات قرآن کریم به فراخور موضوعات مختلف، مصادیقی از درخت و درختکاری و توجه به این موضوع مطرح شده است به طوری که در مثالی یکی از مواهب و نعمت های خداوند در آخرت، و یکی از ویژگی های بهشت و رضوان حق‌تعالی که در آیات کریمه و روایات شریفه بارها به آن اشاره شده است، درخت بوده و برای تصویرسازی از بهشت و فضای زیبا و دلربای آن از مظاهر طبیعی از درخت استفاده می کند: «وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَهٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَهٌ وَ هُمْ فیها خالِدُونَ »؛  «به کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته انجام داده اند، بشارت ده که باغهایى از بهشت براى آنها است که نهرها از زیر درختانش جاری است. هر زمان که میوه اى از آن، به آنان داده شود، مى گویند: این همان است که قبلا به ما روزى داده شده بود. [ولى اینها چقدر از آنها بهتر و عالی‌تر است.] و میوه هایى که براى آنها آورده مى شود، همه (از نظر خوبى و زیبایى) یکسان‌اند، و براى آنان همسرانى پاک و پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.» (۱)

توجه به این موضوع در همین جا تمام نمی شود، در روایات نیز به اهمیت گیاه، درخت و درختکاری به طرق مختلف اشاره شده است؛ امام صادق علیه السلام به مفضل می‌فرماید: «… مَعَ مَا فِی النَّبَاتِ مِنَ التَّلَذُّذِ بِحُسْنِ مَنْظَرِهِ وَ نَضَارَتِهِ الَّتِی لَا یُعَدُّ لَهَا شَیْ ءٌ مِنْ مَنَاظِرِ الْعَالَمِ وَ مَلَاهِیهِ؛ نگریستن به گل های رنگارنگ و درختان سرسبز و خرم، چنان لذتی به آدمی می‌بخشد که هیچ لذتی را با آن برابر نمی‌توان کرد.» (۲)
از امام کاظم علیه السلام نیز نقل شده است که فرمود: «ثَلَاثٌ یَجْلِینَ الْبَصَرَ: النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَهِ وَ النَّظَرُ إِلَى الْمَاءِ الْجَارِی وَ النَّظَرُ إِلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ؛ سه چیز، چشم را جلا می‌بخشد [و بر روشنایی آن می‌افزاید]: نگریستن به گیاهان خرم و سرسبز، نگاه به آب جاری، و نظاره کردن صورت زیبا.» (۳)

صدقه ای به نام کاشت درخت

اهمیت این موضوع به جایی رسیده که در احادیث کاشت درخت مفید، صدقه ای به حساب صاحب آن و کسی که درخت را می کارد نوشته می شود، به روایتی از پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله در این مورد توجه بفرمایید؛ «هر مسلمانی که درختی بکارد یا زراعتی کشت کند که از آن پرندگان و انسان ها و یا حیوانی بخورند، چنین کاری برای او صدقه محسوب می شود».(۴)

همچنین در کنزُالعُمّال از آن حضرت روایت شده است که فرمود: «هر کس درختی بکارد و از آن حفاظت کند تا ثمر دهد، خداوند به اندازه ثمره آن، به وی پاداش خواهد داد.» (۵)

روایات زیادی در باب توجه به درخت و درختکاری مطرح شده که همگی به شیوه هایی به بیان اهمیت این موضوع پرداخته اند.

به راستی اگر هر یک از ما شهروندان و افرادی که در جامعه زندگی می کنیم به این مهم توجه می کردیم، دیگر از آلودگی و این همه مشکل زیست محیطی خبری بود؟ در مشکلاتی که امروز دامنگیر همه ی کشور مخصوصا بعضی از شهرهای خاص شده، هر کدام از ما چقدر خود را باید مقصّر بدانیم؟

 در مثالی یکی از مواهب و نعمت های خداوند در آخرت، و یکی از ویژگی های بهشت و رضوان حق‌تعالی که در آیات کریمه و روایات شریفه بارها به آن اشاره شده است، درخت بوده و برای تصویرسازی از بهشت و فضای زیبا و دلربای آن از مظاهر طبیعی من جمله درخت استفاده می کند

 

مدیریت حرف اول را می زند

درست است اسلام به درخت و درختکاری توجه شایانی کرده است اما این موضوع را باید درست فهمید و در جهت گیری درست عملی نمود.
این که مسئولی با سوء مدیریت بیاید و محوطه و فضایی را آباد کرده و انواع درخت کاری و گل کاری انجام داده اما چندی بعد دوباره آن ها را از بین برده و به بهانه تغییر و ایجاد فضای بهتر بیت المال را هدر دهد، باید بداند که به همان میزان که در اسلام به درختکاری بها می دهد، به همان میزان، بلکه بیشتر به بی توجهی بیت المال و سوء مدیریت هشدار داده چنانچه امام علی علیه السلام در باب مدیریت و درست انجام دادن مسئولیت این گونه می فرماید: «هر کس کار امانت (مسئولیت) را سبک بشمارد و در آن خیانت روا دارد و جان و دین خود را از خیانت، پاک ننماید، درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت، خوارتر و رسواتر خواهد بود. در ادامه می فرمایند: «و به یقین، خیانت بر امت، بزرگترین خیانت است و فریبکاری پیشوایان، زشت ترین فریبکاری هاست.» (۶)

کلام آخر

هر کدام خود را مسئول بدانیم که از همین امروز به این امر اهتمام داشته و در جهت رشد و پرورش فرهنگ درختکاری حرکت سازنده داشته باشیم. البته این سخن به معنای سلب مسئولیت از مسئولین مرتبط با محیط زیست و شهرداری که مسئول این موارد هستند نیست. اگر همه ی افراد تک تک به وظایف خود در جایگاهی که قرار دارند توجه کنند، مشکلات قطعاً و قطعاً کم و در نهایت از بین خواهند رفت.

پی نوشت:
۱- آیه ۲۵ سوره بقره
۲- توحید المفضل، مفضل بن عمر جعفى کوفى، انتشارات مکتبه الداورى، قم، ۱۹۶۹ م، ص۱۵۴٫
۳- روضه الواعظین، محمد بن حسن فتال نیشابورى، انتشارات رضى، قم، ج۲، ص ۳۰۸٫
۴- حسین نوری طبرسی، همان، ج ۱۳، ص ۴۶۰، ح ۱۵۸۹۵٫
۵-  همان، ح ۱۵۸۹۴٫
۶- نهج البلاغه ، نامه ۲۶، ص ۵۰۸

دیگر ...