logo-samandehi

جنگ مسلم با هفتاد نفر.

بعد از این اتفاقات مسلم تنها شد به طوری که در مسجد هنگام نماز مغرب سی نفر با ایشان نماز را اقامه کردند اما وقتی از مسجد خارج شد تنهای تنها بود نه آشنایی و نه مکان معلومی و نه راه نمایی و نه هنچ شناختی از این شهر داشت و به معنای واقعی کلمه مسلم غریب شهر کوفه بود.

تا این که از خستگی و تشنگی در کوچه های کوفه به در خانه ی طوعه رسید. طوعه در انتظار فرزندش بلال بر در خانه ایستاده بود. مسلم با او برخورد کرد به او سلام کرد و از او آبی طلبید. طوعه بعد از اینکه مسلم را شناخت و غربت او را دید او را احترام کرد و با احترام او را به خانه اش پناه داد و قتی بلال به خانه امد بعد از مدتی فهمید که در خانه مهمان غریبی دارند و از انجایی که جاسوسان ابن زیاد وعده داده بودند به طمع هدایا حضور مسلم را در خانه به مأموران ( محمد بن اشعث) خبر داد. محمد بن اشعث با هفتاد نفر دیگر از سربازان ابن زیاد به سوی خانه ی طوعه حرکت کردند مسلم از وجود مأموران ابن زیاد با خبر شد اگر چه خسته، تشنه، تنها،و پریشان بود اما خود را برای یک مبارزه ی بی امان با افراد ابن زیاد اماده کرد لشکری که ابن زیاد مهیا کرده بود به تصور اینکه مسلم از روزهای سخت گذشته بسیار خسته رنجور و اینک تنها ست بنابراین توان مقابله و مبارزه با این جمعیت هفتاد نفری را (لشکر) نخواهد داشت.

محمد بن اشعث به مسلم خطاب کرد که خود را تسلیم کند و امان نامه را از ابن زیاد بگیرد اما مسلم نپذیرفت و در نهایت توانمند ی و قدرت با انها جنگید سربازان بالای بام رفتند و با سنگ و آتش سوی مسلم حمله کردند مسلم به دیوار تکیه داد و محمد بن اشعث به او گفت: که در امان هستی.

این جنگ مسلم در خانه ی طوعه در بیشتر کتب تاریخی از جمله تاریخ طبری ؛ مروج الذهب مسعودی ؛ مقاتل الطالبین ابولفرج {ریشه ی همه ی انها از کتاب ابو مخنف است.} آورده شده است.

منبع تاریخ طبری ، ج ۵  ص ۳۷۰ تا ۳۷۲٫

برگرفته شده از کتاب تاریخ السید الشهدا : ایت ا…. شیخ عباس صافئ حائری.

دیگر ...