logo-samandehi

حرکت اسیران کربلا به شام.

عبیدا… بن زیاد اهل بیت امام حسین (ع) را به همراه شمر بن ذی الجوشن به سوی شام حرکت دادند در حالی که امام سجاد (ع) را به غل و زنجیر بسته بودند . طبری از هشام کلبی نقل می کند که ابن زیاد اسیران را با سر های شهدا به همراه شمر و دو نفر از مأموران ابن زیاد به نزد یزید بردند و یکی از ان مأموران برای خوش خدمتی اهانت های زیادی به اهل بیت می کرد در این میان که یزید عکس العمل مردم را دیده بود که مردم به او دشنام میدادند و مظلومین امام و اهل بیت را دیدند یزید تمام تقصیر ها را از ابن زیاد میدید و همه ی اتفاقات کربلا را از جانب ابن زیاد نشان داد در حالی که در ابتدای ورود اسیران بسیار خشنود به نظر میرسید و به سر مقدس سیدالشهدا و به وجود اسیران جسارت می کرد. یزید ان روز را عید اعلام کرد و اذن ورود به مردم شهر داد که به قصر او بیایند در این میان یکی از اصحاب پیامبر به نام ابو برزی اسلمی که در مجلس یزید حاضر بود یزید را مورد خطاب قرار داد و او را برای اهانتی که به سر مقدس سیدالشهدا میکرد مورد اعتراض قرار داد و با بیانی شیوا دشمنی یزید را با اهل بیت پیامبر(ص) برای مردم  ثابت کرد و از همین جا اعتراضات مردم و انعکاس این اتفاق بروز کرد .

اعتراضات مردم و پشیمانی یزید:

بعد از این اتفاق در دارالعماره ی یزید و نارضایتی مردم از کرده های او اعتراضات به اوج رسید . طبری در این زمینه میگوید یزید اشراف شام را به مجلس خود دعوت کرد و از امام سجاد و زنان اهل بیت خواست که در این مجلس حضور داشته باشند یزید به امام سجاد گفت: ای علی بن الحسین پدر تو قطع رحم کرد و حق مرا منکر شد و قصد داشت که سلطنت مرا بگیرد و دیدی که خدا با او  چه کرد! امام در جواب فرمودند: آیه ی ۲۲ سوره ی حدید { هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در نفس های شما  به شما نرسید مگر انکه پیش از آن که آن را پدید آوریم در کتابی است} یزید به پسرش خالد گفت: پاسخ او را بده و خالد عاجز از این جواب بود و یزید در جواب امام گفت: سوره ی شورا آیه  ی ۳۰ { و هرگونه مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد  خود شماست و خدا از بسیاری در میگذرد}  از این نقل ها به دست می اید که یزید بسیار از این اتفاق خرسند است و ان روز را جشن اعلام کرده اشراف را به مجلس جشن خود خوانده تا عزت و عظمت خود را برای همگان به نمایش گذاشته و خلافت را حق خود می دانسته است و امام حسین (ع) را مستحق چنین مصائبی میداند .

ایا می توان گفت یزید باز هم از اتفاقات کربلا ناراضی بوده است ؟ و یا از کردار ابن زیاد ناخرسند است؟  در شام و در مجلس یزید اتفاقات دیگری پیش امد که همه ی انها گواه بر این است که یزید هیچگاه از کرده ی خود پشیمان نبوده است این که در مجلس جشن عید خود اهل بیت را به صورت اسیر و در معرض نامحرمان قرار دهد و زینب دختر علی (ع) را به عنوان کنیزی ببخشد و امام حسین (ع) را از دین خارج بداند و با زنان حرم پیامبر (ص) به سختی و به دشنام سخن بگوید باز هم می توان یزید را پشیمان دانست ؟

در واقع اگر یزید از واقعه ی عاشورا خرسند نبود می توانست کرده های ابن زیاد را جبران کند ابن زیاد و قاتلان امام حسین (ع) و شهدای دیگر را به قتل برساند و برای اینکه خود را در این فاجعه مبرا کند و تقصیر را بر ابن زیاد بداند باید غیر از این عمل میکرد . او باید برای اینکه ثابت کند که در این اتفاقات هیچ نقشی نداشته و برای اینکه مردم از او راضی و خود را از شر ابن زیاد راحت کند قاتلان امام را به درک واصل میکرد اما برخلاف گفته هایش ابن زیاد در پست خود باقی ماند و والی عراق بود و مقام او بالا رفت.

منبع تاریخ طبری ج ۵ ص ۴۶۰ و ۴۶۵

دیگر ...