logo-samandehi

حر بن یزید ریاحی (قسمت دوم)

مأموریت حر در برابر امام حسین علیه السلام:

مأموریت حر در برابر امام این بود که او را به سمت کوفه ببرد زیرا اگر امام به بصره یا دیگر شهرهای عراق می رفت شاید در میان قبایل و عشایر برای خود یار و یاوری پیدا میکرد. ابن زیاد از کوفه بیرون رفت و در محلی به نام { نخیله } توفف کرد و لشکری اماده به سوی کربلا فرستاد تا وقتی امام به شهادت برسد از نخیله به سوی کوفه برگردد.

در هنگام ظهر وقتی که اصحاب امام و اصحاب حر قصد نماز کردند امام به حر فرمود: ایا می خواهی با اصحاب خود نماز  بخوانی حر گفت: نه ما به شما اقتدا می کنیم حر به احترام امام حسین (ع) از امامت جماعت خود چشم پوشی کرد و در نتیجه هر دو لشکر به امام حسین (ع) اقتدا کردند  در حقیقت این عمل بارزترین نشانه های سعادت حر بود. هنگامی که امام قصد مدینه کرد حر از حرکت او به سوی مدینه ممانعت کرد و امام با سخنی تند به او گفت: مادرت به عزایت بنشیند اما حر به امام گفت: اگر کسی غیر از شما از عرب نام مادرم را برده بود از ذکر نام مادرش خودداری نمی کردم اما مادر تو را نمی توان جز به بهترین چیز ها نام برد . وقتی میان حر و امام حسین (ع) گفتگو هایی صورت گرفت حر می خواست امام را به ابن زیاد تحویل دهد اما امام مقاومت کرد حر پیشنهاد داد نه گفته ی من باشد که شما را به کوفه ببرم و نه گفته ی شما که به مدینه برگردید بلکه سمت چپ حرکت کنید و من با شما می ایم و به ابن زیاد نامه می نویسم تا که او تکلیف مرا معین کند شاید خداوند مرا از این گرفتاری و مخالفت با تو نجات دهد .{ منبع: تاریخ طبری ج ۵ ص ۴۰۰ و ۴۰۱ و ۴۰۲ از کتاب تاریخ سید الشهدا نوشته ی آیت ا… حاج شیخ عباس  صفائیی حائری}

امام قبل از نماز ظهر و عصر برای  اصحاب حر خطبه ای خواند و  فرمودند : من بنابر دعوت شما امده ام اگر پشیمان شده اید بر می گردم حر گفت: به خدا سوگند من نمی دانم این نامه ها چیست؟ امام به عقبه بن سمعان فرمودند: نامه های اهل کوفه را بیاورید حر گفت: من از شما دعوت نکردم مأمورم تا شما را نزد ابن زیاد ببرم امام فرمود: مرگ به تو نزدیکتر است از این عمل .بار دیگر امام  به اصحاب خود فرمود : همگی به سوی مدینه بر می گردیم باز هم حر از رفتن امام جلوگیری کرد  به این ترتیب در همان روز یعنی دوم محرم ۶۱ هجری امام در سرزمین کربلا ماند.

در روز هفتم محرم که ابن زیاد به عمر سعد دستور منع آب را برای اهل بیت و اصحاب امام حسین (ع) صادر کرد به این بهانه که ابن زیاد خود را از بنی امیه می دانست و به همین دلیل برای عثمان دلسوزی می کرد که او را تشنه کشتند {و این دروغ را که ال ابی طالب عثمان را آب ندادند} در حالی که امیرمؤمنان حضرت علی (ع) از عثمان حمایت کرد و در ان زمان به امام حسن مجتبی (ع) امر فرمودند که : به عثمان آب برسان حال ابن زیاد بنابر کینه ی گذشته آب را بر اصحاب امام و اطفال و اهل بیت بستند. حر که خود قبل از همه کار را بر امام حسین (ع) تنگ کرده بود و راه برگشت به مدینه را بر روی ان حضرت بسته بود و امام و اصحاب را در بیابانی نگه داشته بود تا دشمنان به او برسند وقتی که چنین قساوت و بی رحمی را از لشکر کفر دید از کرده ی خود پشیمان شد و از صف کفار خود را جدا کرد و خود را به امام رساند و توبه کرد انگاه در مقابل لشکر اهل کوفه ایستاد و انها را دشنام داد و ملامت کرد و رو کرد به انها و گفت : این ابی که سگ ها و خوک ها از ان سیراب می شوند یهودی و نصرانی و مجوس از ان می اشامند شما به روی حسین و بچه ها و زنان و یاران او بستید خداوند شما را در روز سخت قیامت تشنه بدارد و سیراب نکند اگر همین ساعت توبه نکنید و از کرده ی خود پشیمان نشوید .

مصیبت عطش و اسلحه ی امام حسین :

تشنگی اهل بیت بزرگترین سلاحی شد که امام حسین (ع) برای سقوط ال سفیان به کار ببندد زیرا بستن آب بر اهل بیت امام گر چه سخت و طاقت فرساست اما امام را به مقصد که رسوایی ال سفیان است نزدیک تر می کند چرا که اگر عثمان در سالهای گذشته قبل از سال ۶۰ تشنه کشته شده به حسین و اطفال و یاران او چه ! انان در این واقعه چه دخالتی داشتند در حقیقت این دستور ابن زیاد در نهایت قساوت و شقاوت ابن زیاد و ال ابوسفیان این مطلب را برای تمام مردم روشن کرد که کینه ی این جماعت کفار در حقیقت مطالبه ی خون کشته های بدر و احد بود انها می خواستند خود را به این وسلیله راضی و روح کشته های ان جنگ ها را شاد و انتقام خود از پیامبر و از فرزندان او بگیرند کشته شدن عثمان بهانه بود و ربطی به حسین و اطفال او نداشت یزید خشنودی خود را از تشنگی اطفال امام اظهار کرد و کفر بنی امیه و دشمنی انان با خانواده ی پیامبر (ص) روشن شد و یزید با این کار بنی امیه را رسوا و ال ابوسفیان را منقرض و دلها را از کینه پر کرد .

منبع: تاریخ طبری ج ۱۰ ص ۶۰٫ از کتاب تاریخ سیدالشهدا نوشته ی آیت ا…شیخ عباس صفائی حائری. ص ۴۰۰ و ۴۰۱ .

دیگر ...