logo-samandehi

خروج امام حسین (ع) از مکه و اتفاقات میان راه .

سید بن طاوس در لهوف آورده است که امام حسین (ع) در روز سوم شعبان سال ۶۰ به سوی مکه حرکت کرد و بقیه شعبان و رمضان، شوال و ذی القعده را در مکه به سر برد. در روز هشتم ذی الحجه امام با جمعی از یارانش و اهل بیت از مکه به سوی کوفه حرکت کرد و بنابر قول مسعودی در مروج ذهب با پانصد سوار از اهل بیت و اصحاب و صد پیاده در کربلا فرود آمد طبری از ابومخنف نقل کرده است که طرماح به همراه سه نفر دیگر امام را ملاقات کردند حرّ بن یزید ریاحی می خواست انها را دستگیر کند یا برگرداند اما امام (ع) فرمود: من از این چهار نفر دفاع می کنم زیرا انان از انصار و یاران من هستند حر ساکت شد بعد از آن امام از مردم کوفه سؤال کرد یک نفر از آنها گفت: اشراف رشوه زیاد گرفتند وبه ابن زیاد کمک کردند، دوست او و دشمن شما هستند قلب های آنان با شما و شمشیر شان بر شماست.

دلیل این گفته ها این است که سپاهیان به وسیله ی اشراف و رؤسا به حرکت در می امدند و از انجایی که معاویه و عمال او اشراف را تأمین می کردند و اموال زیادی به انها می بخشیدند و در این صورت بود که سپاهی به سود آنان تشکیل می شد و به حرکت در می امد و بنابراین ابن زیاد هم به تبعیت از معاویه اشراف را از بیت المال سیراب می کرد و به این ترتیب سپاهی برای جنگ با امام حسین (ع) آماده کرد هرچند که قلوب انان با امام بود.

طبری در کتاب دلائل الامانه روایت می کند که ابو محمد واقدی و زراره بن خلج نقل کردند که قبل از اینکه امام به سوی عراق حرکت کند او را ملاقات کردیم و از بدعهدی کوفیان و سستی اراده ی آنها امام را آگاه کردیم و به او گفتیم که قلوب مردم کوفه با تو اما شمشیر آنان برای کشتن تو آماده ست در این هنگام امام با دست خود به آسمان اشاره کرد در حالی که درهای آسمان گشوده شد و فرشتگانی که تعداد آنها را جز خدا نمی دانست نازل شدند سپس فرمود: اگر تقدیر خداوند نبود که بدن من با زمین کربلا نزدیک شود و اگر ترس آن نداشتم که اجر و مزدم از بین برود با این لشکر نیرومند با انان می جنگیدم اما یقین دارم جایگاه کشتن شده من و تمامی اصحابم به جز فرزندم علی {امام سجاد(ع)}در  ان سرزمین خواهد بود .

 

در لهوف چنین آمده است که وقتی امام حسین (ع) قصد عراق فرمودند: در برابر مردم ایستادند بعد از حمد و ثنای الهی و درود بر رسول خدا(ص) خطبه ای ایراد فرمودند: اینک راه مرگ بر فرزندان ادم ترسیم شده است و برای انها چون گردنبند برای دختران جوان. من مشتاق دیدن پیشینیان خویشم مانند اشتیاق یعقوب برای دیدار یوسف. سرزمینی برای کشتن من انتخاب شده است که به ان خواهم رسید و گویا می بینم که اعضای بدنم را گرگ های بیابان در زمینی بین نواویس و کربلا پاره پاره می کند تا شکم های گرسنه ی خود را سیر گردانند و انبان های خالی خویش را پر کنند آری از سرنوشت نمی توان گریخت انچه خداوند به آن خشنود است ما اهل بیت نیز به آن خشنودیم و بر بلیّاتی که از جانب خدا باشد صبر می کنیم و می دانیم او مزد صابرین را به ما عطا می کند . ما که پاره ی تن پیامبر خدا هستیم از او جدایی نداریم و در بهشت با او خواهیم بود و بدین گونه رسول خدا (ص) خشنود خواهد  شد و به وعده ای که خداوند به رسولش داده وفا می شود.  هر کس برای جانبازی در راه ما آماده است و از شهادت و ملاقات خداوند خشنود می شود با ما بیاید زیرا به یاری خدا انشاء ا….. بامدادان از مکه خارج می شویم .

منبع : تاریخ سیدالشهدا نوشته ی ایه ا… شیخ عباس صفائی حائری.

 

دیگر ...