logo-samandehi

در ادامه ی نقل شبهات نسبت به هانی بن عروه

هانی در دربار ابن زیاد: ابن زیاد جاسوسی برای مسلم گماشته بود تا تمامی فعالیت ها ی او را رصد کند جاسوس ابن زیاد با ۳۰۰۰ دینار به خانه ی هانی آمد و به او گفت که این مبلغ را به عنوان کمک به مسلم از من بپذیرید و به این ترتیب خود را به مسلم و هانی نزدیک کرد و در این رفت و آمد متوجه شد که مسلم بن عقیل با حمایت هانی بن عروه مشغول جمع آوری پول و اسلحه می باشد و در صدد ایجاد تشکیلاتی هستند که برای ال زیاد و ال امیه خطر ساز می باشد لذا این خبر را به ابن زیاد داد و ابن زیاد هانی را به در دربار خود خواند. از او پرسید : مسلم کجاست ؟ هانی گفت: به خدا قسم من او را به خانه ام دعوت نکردم و از کارها و برنامه های او اطلاعی نداشتم ولی دیدم بر در خانه ی من نشسته و به من پناه آورده و من حیا کردم که او را رد کنم اکنون اگر تو می خواهی او را بیرون خواهم کرد ابن زیاد گفت: باید مسلم را به من تحویل دهی.

این شبهات ناشی از دسیسه ها و احادیث کذب از جانب منافقین و ال امیه می باشد. در حالی که وقتی هانی به در بار ابن زیاد خوانده میشود هانی از ابن زیاد می خواهد که با تمامی اموالش به شام برگردد چرا که به نقل از کتب مختلف هانی به ابن زیاد میگوید : کسی به این سرزمین می اید که شایسته تر و سزاورار تر از ال امیه و یزید است.

ایستادگی هانی در مقابل ابن زیاد بیانگر رشادت و عزم راسخ اوست و ایمانی که نسبت به مسلم داشت.

اگر هانی به ابن زیاد در باره ی مسلم چنین گفته باشد که بخواهد از مسلم جدا شود تا از شر ابن زیاد در امان بماند بنابراین ابن زیاد او را امان میداد و از او راضی می شد. اما در متون مختلف امده است که هانی شمشیر یکی از نگهبانان را میکشد تا ابن زیاد را از پای دراورد اما ابن زیاد با چوب دستی که در دست داشت صورت هانی را مورد ضرب و شتم قرار میدهد و سبب مجروح شدن هانی می شود.

در پایان نسبت به ایجاد شبهات در باره ی شخصیت هانی باید گفت شهادت او بهترین گواه بر این است که هانی از مدافعان اهل بیت و اولین شهید اهل بیت بوده است که برای ریشه کن کردن بنی امیه در کنار مسلم بوده مدافع ، حامی ، شهید راه او است

اتفاقات بعد از دستگیری هانی

بعد از اینکه هانی توسط ابن زیاد دستگیر شد و به زندان افتاد، ابن زیاد برای جلوگیری از هجوم مردم و احساسات و هیجانات انها که موجب شورش و انقلاب می شد وحشت زده به مسجد رفت و خطبه ای خواند تا مردم و به خصوص قبیله و طایفه ی هانی را آرام کند و با تهدید و زور انها را به سکوت وادارد لذا با وساطت قاضی شریح و عمربن حجاج سکوت و آرامشی مقطعی در قبیله ی هانی حاکم کرد او در خطبه اش از مردم خواست که از او اطاعت کنند، اختلاف نکنند، خود را از عطا و مواهب محروم نکنند و به هلاکت نیندازند. هنوز بالای منبر بود که مردم هجوم آوردند و فریاد زدند مسلم بن عقیل آمد در این حال ابن زیاد با شتاب و وحشت از منبر پایین امد و به قصر گریخت و در ها را بست زیرا او فردی بسیار ترسو و بی اراده بود اما وقتی بر مسند حکومت و سلطنت قرار میگرفت در ظلم و فساد کوتاهی نمیکرد بسیار سفاک و بی رحم بود و در شرایط سخت و در تنگنا فردی ضعیف النفس و وحشت زده بود…..

ادامه دارد.

منبع: تاریخ طبری .

دیگر ...