logo-samandehi

ذکار در اسلام

اَوُراد فردی و جمعی برای همه‌ی موقعیت‌های زندگی. عبارات متعددی برای دعا در اسلام وجود دارد و دعا در اساس با ایمان و عمل مسلمانان یکی است (نک. اسراء: ۷۹-۸۰ و آیات بسیار دیگر). زندگی فرد مؤمن با اوراد گوناگونی درپیچیده است که هم بیانگر ایمان واقعی اویند و هم عبارات کلیشه‌ای معمولی را تشکیل می‌دهند. زندگی یک مسلمان کوشا را می‌توان یک عمل عبادی گسترده دانست، چنان که عنوان اثر ابن‌سُنّی (د.۳۶۴)، عمل الیوم و اللیله (عمل [یا اعمال عبادی؟] روز و شب) بر آن دلالت دارد، این امر صرفاً به دلیل نمازهای واجب پنج‌گانه نیست، بلکه به سبب اوراد متعدد در قبال خدا برای هر موقعیت است. حتی اصوات روزمره‌ی زندگی عادی نیز، مانند راندن خر، می‌توانند انگیزه‌ی بیان دعایی باشند (از شر شیطان مطرود به خدا پناه می‌برم؛ ابن‌سُنّی،عمل، ۱۵۳). از دیگر نمونه‌های استفاده از اذکار برای زندگی روزانه ذکر نام خداوند پیش از پیوند زناشویی و امور مربوط به نظافت شخصی است (ابن‌سُنّی، عمل، ۱۳). گروه دوم، یعنی دعاهای پرداخته‌ی اشخاص، ممکن است حاوی مطالبی منسوب به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باشند اما این مطالبی منسوب به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باشند، اما این مطالب در ادعیه‌ی بلندتری که آزادانه و خودانگیخته شکل گرفته‌اند، دخل شده‌اند.می‌توان بین اذکار و اوراد مبتنی بر احادیث یا کتاب‌های معتبر (از جمله اذکار مدوّن، آیینی یا شعارهای دینی) و آنهایی که به ابتکار اشخاص وانهاده شده‌اند فرق نهاد. باید متذکر شد که مقوله‌ی نخست همه‌ی عباراتی را که در قرآن یافت می‌شود و عباراتی را که از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) (یا صحابه‌ی او و دیگران) نقل شده‌اند در برمی‌گیرد: ادعیه‌ای که در سنت و حدیث یافت می‌شوند از این مقوله‌اند، یعنی «کتاب اعمال صالح» در المُصنَّف ابن ابی‌شَیبه (د. ۲۳۵) یا «کتاب عمل روز و شب» در السنن الکبری نسائی (د. ۳۰۳) و آنهایی که در مجموعه‌هایی خاص مانند التهجّد و قیام اللیل ابن ابی‌الدنیا (د. ۲۸۱) و به خصوص در عمل الیوم و اللیله ابن‌سُنّی یافت می‌شوند (نیز نک. داعی الفلاح فی أذکار المَساء و الصباح نویسنده‌ی پر تألیف مصری، سیوطی [د. ۹۱۱]).
گروه دوم، یعنی دعاهای پرداخته‌ی اشخاص، ممکن است حاوی مطالبی منسوب به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باشند اما این مطالبی منسوب به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باشند، اما این مطالب در ادعیه‌ی بلندتری که آزادانه و خودانگیخته شکل گرفته‌اند، دخل شده‌اند. اسلام در مقایسه با، مثلاً مسیحیت کتاب‌های «دعا»ی نسبتاً کمتری دارد (دلیل این امر شاید اهمیت نمازهای واجب پنجگانه باشد)، اما برخی از این کتاب‌ها مشهورند. از این جمله است کتاب موسوم به «مزامیر اسلام» (الصحیفه الکامله السجادیه یا الصحیفه السجادیه الأولی؛ به فارسی: زبور آل محمد) که به امام چهارم، زین العابدین علی بن الحسین، سجاد (علیه السلام) (د. بین ۹۲ و۹۹؛ نک. Sezgin, ZAS, i, 826-828) منسوب است. این «مزامیر» شامل ادعیه‌ای نظیر استخاره، دعای آغاز ماه رمضان، وداع با رمضان و نظایر اینهاست (برای اطلاعات مربوط به ترجمه‌ها و شروح این کتاب و دیگر مجموعه‌های رایج ادعیه، نک. منابع).
از آنجا که دعاهای غیررسمی در تصوف رایج‌تر است (نک. van Ess, Review, 185)، می‌توان اذکار صوفیانه را به عنوان قسم سومی از ادعیه افزود (نک. ادامه‌ی مقاله؛ نک. Gramlich, Sendschreiben; 364-371 غزالی، احیاء).
عبارت شامل ستایش معنای واقعی دعاست که می‌تواند با حمدَلَه (الحمد لله) انجام گیرد، که بیانگر سپاس انسان از نعمت‌های خداست. این عبارت آغازگر نخستین سوره‌ی قرآن، سوره‌ی فاتحه است و حدود چهل بار در قرآن آمده است. به همین سان، ذکر نام خداوند، بَسمَلَه (بسم الله، به شکل کامل: بسم الله الرحمن الرحیم) همه‌ی افعال آدمی را ذیل اراده‌ی خدا قرار می‌دهد، که در آغاز همه‌ی سوره‌های قرآن به جز یک سوره آمده است؛ همچنین، تکبیر (الله اکبر)، که شهادت به تعالی مطلق خداوند است. شهادت به ایمان (لا اله الاّ الله) را هم می‌توان افزود، که به ویژه در اذان ذکر می‌شود و نیز تَلبیه را که در زمان حج گفته می‌شود: «لبّیک اللّهم لبّیک؛ لبّیک لاشریک لک لبّیک؛ إنَّ الحمدَ و النعمهَ [لک] و المُلک لک، لاشریکَ لک».
ادعیه‌ی مربوط به عرض حال- که برخی از متکلمان همواره آن را چندان مهم نمی‌پنداشتند- در برخی شکل‌های مشخص انجام می‌گیرد، نظیر نماز طلب باران (صلاه الإستسقاء: نک. نوح: ۱۱) یا نماز میت که پیش روی جسد خوانده می‌شود (صلاه علی المیّت؛ نک. توبه:۸۴) و حاوی ذکری است که بنابر نقل ابوهریره، خود پیامبر ادا کرد، و در نهایت نماز ترس (صلاه الخوف؛ نک. بقره: ۲۳۹ و نساء:۱۰۱-۱۰۳)، که لشکریان اسلام در زمان‌های گذشته هنگام اعزام به جنگ علیه دشمن می‌خواندند. البته بسیاری از ادعیه و اذکار مربوط به عرض حال شکل‌های گوناگونی دارند و به ابتکار خود فرد بستگی دارند.
در زندگی روزمره، اذکار متعددی برای هر موقعیت وجود دارد، نظیر آنچه به مریض گفته می‌شود: خدا تو را شفا دهد (الله یَشفیک) و به کسی که مشغول کار است، می‌گویند: خدا تو را قوّت دهد: (الله یَعطیک العافیه یا در مغرب: الله یَعطیک الصّحه)؛ درباره‌ی شخص مرده می‌گویند: خدا او را رحمت کند (الله یَرحمُه)؛ به پدر درباره‌ی فرزندش می‌گویند: خدا او را برایت حفظ کند (الله اِخَلّی لک ایّاه) و غیره.
در مرتبه‌ی نخست اذکار و ادعیه‌ی عبادی، اذکار مربوط به نمازها هستند که در آنها تلاوت سوره‌ی فاتحه اهمیت بسیار دارد. این سوره نوع اتمّ دعا و نیایش را شکل می‌دهد که در همه‌ی موقعیت‌های زندگی خوانده می‌شود: در حوادثی که اهمیت شخصی دارد و در جشن‌های عمومی، مانند عروسی یا عزا یا ختنه‌سوران. همچنین در هنگام تشرّف فرد به جامعه‌ی اسلامی این سوره تلاوت می‌شود. این سوره را «امّ الکتاب» (بنا بر تفاسیر گوناگون: مادر کتاب یا معیار کتاب) می‌خوانند و مفسران در باب منافع تلاوت آن بسیار نوشته‌اند. در طی نماز، به خصوص جمعه‌ها، اذکار رسمی متعددی تکرار می‌شود، نظیر «الله اکبر» یا «سبحان الله». نماز مطابق با قوانین عبادی ثابتی انجام می‌گیرد و ممکن است در سفر کوتاه شود (نساء: ۱۰۱).
در اینجا باید از شکل مفصلی از تشهّد یاد کرد: «التَحیهُ لِلّه و الصلوات و الطیّبات؛ السلام علیک أیّها النّبی و رحمه الله و برکاته؛ السلام علینا و علی عبادالله الصالحین؛ أشهد أن لا اله الا الله، لاشریک له و أشهد أنَّ محمداً رسوله» (تحیت‌ها و درودها و پاکی‌ها از آنِ خداست، سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو ای پیامبر؛ سلام بر ما و بر بندگان صالح خداوند؛ شهادت می‌دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و او شریکی ندارد و شهادت می‌دهم که محمد فرستاده‌ی اوست).
همچون سوره‌ی فاتحه، که آغازگر قرآن است، دو سوره‌ی پایانی قرآن، سوره‌ی فلق و سوره‌ی ناس، بسیار تلاوت می‌شوند. این دو سوره «المُعَوَّذَتین» خوانده می‌شوند، زیرا در آنها عبارت «أعوذُ بِربّ الفلق» (پناه می‌برم به پروردگار سپیده دم- یا بنابر [برخی] تفاسیر، پروردگار جهنم) و «أعوذُ بِربّ الناس» (پناه می‌برم به پروردگار مردم) به کار رفته است. اینها به پیدایی عبارات بسیاری انجامیده‌اند که با «أعوذُ بِالله» آغاز می‌شوند و مؤمنان با آنها در مواجهه با خطرات خود را در ید قدرت خداوند قرار می‌دهند. «توکّلتُ علی الله» (بر پروردگار توکل کردم؛ نک. هود: ۵۶) ذکر مشابه دیگری است.
اما نوع دیگری از اذکار ذکر نام‌ها یا صفات خداست- که برخی از آنها قرآنی‌اند، نظیر «رحیم»، «قوی» و «قادر». فهرست‌های بسیاری از این نام‌ها وجود دارد. بنا بر احادیث، خدا نود و نه اسم دارد. گفته شده که صدمین نام «نام حقیقی» خداست، که مردم قادر به فهم آن نیستند.
آیه‌ی ۲۵۵ بقره اهمیت خاصی دارد. این آیه، که به آیه الکرسی موسوم است، بسیار خوانده می‌شود. برخی از مفسران معتقدند که این آیه حاوی نام حقیقی خداست که نمی‌تواند بر زبان آید.
در نهایت، صوفیان اوراد صوفیانه‌ی خاصی را به کار می‌برند: «هو» و «العشق»، که عبارات آیینی (ذکر یا حضرت) به آنها افزوده می‌شوند که شکل‌های دقیق آنها میان طریقت‌های گوناگون متفاوت است. یکی از آداب بسیار رایج دیگر ذکر دائم نام خدا «الله» است.
منابع تحقیق: 
خواننده گرامی! منابع مقاله را در نسخه ی چاپی ملاحظه فرمایید.
منبع مقاله : 
مک اولیف، جین دَمن؛ (۱۳۹۲)، دائرهالمعارف قرآن (جلد اول آ-ب)، ترجمه‌ی حسین خندق‌آبادی و دیگران، تهران: انتشارات حکمت، چاپ اول.
دیگر ...