logo-samandehi

ریشه یابی واقعه ی سال ۶۱ هجری.

در سال ۱۱ هجری اجتماعی از سوی محمد (ص) تشکیل شد که ان حضرت در این اجتماع با خواندن آیه ای خبر رحلت خود را به مردم داد و این آیه را تلاوت فرمود و به انها مژده داد که {امروز کافران از دین شما نومید شدند پس از انان مترسید و از من بترسید سوره مائده آیه ۳ } در این اجتماع رسول خدا به انها فرمود {ای مردم من میروم و دو چیز مهم را برای شما میگذارم، کتاب خدا و عترت من باید ببینیم کسانی که در این اجتماع حضور داشته اند و بعد از گذشت نیم قرن این افراد در سال ۶۰ هجری که معاویه به هلاکت رسید این افراد چه تاثیراتی در روند فکری و اعتقادی مردم داشتند ؟مسلمانان دوره ی معاویه در قیاس با مسلمانان زمان ابوبکر چه نسبتی داشتند؟ مردم مؤمن تر یا متزلزل و بی ایمان شده بودند؟ که باید زمینه ی فکری، اقتصادی، سیاسی و جو حاکم بر بسیاری از مناطق تحت سلطه ی امویان را بررسی کنیم تا به بسیاری از پرسش ها به ویژه ارتباط ان با سال ۶۱ هجری برسیم. در سال ۶۱ هجری در شهرهای کوفه ،بصره، مکه، مدینه، دمشق،افرادی زندگی میکردند که در حجۀ الوداع حضور داشتند اگر چه نیم قرن از ان واقعه میگذشت اما هنوز تعدادی بودند که شاهد ان گفتگو ها و تاییدها از سوی افراد خاص و گروه هایی به ظاهر موافق بودند در حالی که در این مراسم پیامبر فرمود: سخن مرا بشنوید زیرا نمی دانم سال دیگر شما را خواهم دید یا نه ای مردم خون و مال شما بر یک دیگر حرام است تا روزی که پروردگار خود را ملاقات کنید. در شهر کوفه تعداد قابل توجهی از صحابه هنوز زندگی میکردند کوفه چندین سال مرکز خلافت حضرت علی بود و در جنگ های جمل،صفین، نهروان، در کنار علی (ع) با دشمن جنگیده بودند. در شهر شام هم در سال۶۱ هجری هنوز عده ای از  یاران پیامبر(ص) ساکن بودند که همه از مقام ،منزلت، و حقانیت امام حسین(ع) کاملا آگاه بودند با این همه برای جلوگیری از جنگ هیچ اقدامی نکردند بعد از واقعه ی کربلا هم عکس العملی از انها دیده نشد. انها خود را مسلمان میدانستند و از کشتن فرزند رسول خدا(ص) و اهل بیتش نه پشیمان بودند نه به یزید اعتراض کردند.

با رحلت پیامبر اکرم(ص) و با گسترش اسلام از جزیرۀ العرب به بسیاری از نقاط جهان و آشنایی مردم غیر عرب آرام آرام درآمد های سرشاری به مدینه سرازیر شد بزرگان قبیله و ثروتمندان بار دیگر به اشرافیت جاهلی خود که پیامبر اکرم(ص) ان را منکوب و منسوخ کرده بود بازگشتند در این زمان بود که نژاد پرستی و تعصب قبیله ای بار دیگر رخ نشان داد تا جایی که در زمان انتخاب  خلیفه ی بعد از پیامبر در سقیفه ابوبکر در جواب رئیس قبیله ی خزرج که از انصار بود گفت : پیامبر فرموده: که پیشوای مسلمانان باید از قریش باشد به این معنا که قریشیان از مکه هنوز و همیشه سرورند و مدینه باید زیر دست آنها باشد این تعصبات قبیله ای و این دخالت های قومی منجر به روی کار آمدن کسانی شد که درخت شوم واقعه ی کربلا را کاشتند چرا که آنها جز پایداری قدرت و قبیله ای دیرینه ی خود را برتر از تقوا،قفاهت، پرهیزکاری، و شایستگی می دانستند . در ابتدا و قتی که ابوبکر به خلافت رسید تغییری در سیرت پیامبر نداد .عمر با درایت و سختگیری چندان که توانست کوشید عدالت را اجرا کند ، عثمان می خواست شیوه ی گذشتگان را پیش بگیرد اما نتوانست چرا؟ به این دلیل که ، که در کمتر از ۲۰ سال دخالت در امور سیاسی مختص به قریش و به خصوص قبیله ی خاص بود (فرزندان امیه) در روز انتخاب خلیفه در سقیفه ابوبکر و حاضران فکر نمی کردند که دادن این امتیازات باعث شود که روزی زمامداری مسلمانان به سلطنت استبدادی و موروثی کشیده شود و حادثه ای چون حادثه ی کربلا پیش اید .

دیگر ...