logo-samandehi

شهید مدافع حرم احمد رضایی

سم الله الرحمن الرحیم

پدرم و مادرم و همسرم این چند خط، بعنوان درد دل من است. عزیزانم رفتنِ من به جهاد کاملا اختیاری بود ووظیفه من بود که به ندای رهبرم لبیک گویم. امیدوارم که از من راضی باشید. مادرم می‌دانم که موقع رفتنِ من خیلی نگران بودید ولی هروقت دلت یاد عزیزانت کرد حتما حضرت زینب(س) را یاد کن؛ از مصیبت‌های حضرت زینب(س) یادت بیاید.

مادرم برای اینکه کمی از نگرانیت کم شود می‌دانی حضرت عباس(ع) برای چی لب فرات آب نخورد؟ چون امامشان تشنه بود. مادر می‌دانی حضرت قاسم با اجازه کی وارد میدان شد؟ با اجازه مادرش.

مادرم اگر در قیامت بپرسند که جهاد در سوریه برای فرزندان شما مهیا بود، برای چی نرفتند؟ چه جوابی داری بدهی آیا می‌خواهی بگویی که در هشت سال دفاع مقدس ما وظیفه خود را انجام داده‌ایم؟  نه مادر جان پس حضرت ام البنین هم می‌بایست یکی از فرزندانش در کربلا شهید می‌شدند. مادرم و پدرم حالا می‌توانید سرتان را بالا بگیرید و بگویید خدایا این امانت را از ما بپذیر. مادرم از داستان مادر وهب یادت بیاید.

پدرم و مادرم و همسرم مرا حلال کنید، خیلی دوستتان داشتم و دارم. کوچکتان احمد.

بسم رب الشهدا و الصدیقین

امروز روز آزمایش الهی است، روزی است که گروهی اندک به ندای مولایشان لبیک می‌گویند و گروهی کثیر به بهانه‌های مختلف نه تنها لبیک نمی‌گویند بلکه در مقابل امام و مولای خود موضع می‌گیرند و امام را مردی عادی می‌دانند و من زمانی که شنیدم رهبرم و امامم فرمود “سوریه باید حفظ شود” وظیفه خود دانستم بعنوان سربازی کوچک در این جهاد شرکت کرده و حرف امامم را زمین نگذارم. انشاالله که مورد رضایت حضرت تعالی و امام زمان(عج) و رهبرم قرار بگیرد و توصیه میکنم به افرادی که دستی در سفره بیت المال دارند و داعیه‌ی خدمت به اسلام، بدانند که فقط و فقط باید از امامشان، حضرت علی(ع) و رهبرشان سید علی (مدظله) پیروی کنند و در پایان از تمامی عزیزانم تقاضامندم که این بنده حقیر را مورد عفو قرار دهند.

” خدایا به محمد و آل محمد(ص)، برکت و نعمت ولایت را ازاین کشور مگیر”

آمین یا رب العالمین

التماس دعا احمد رضایی

دیگر ...