logo-samandehi

شیخ فضل الله نوری

ولادت

شیخ فضل الله نوری روز دوم ذی الحجه سال ۱۲۵۹ (هـ. ق) در روستای «له شک» در منطقه کجور مازندران چشم به جهان گشود.[۲] وی فرزند ملا عباس کجوری از روحانیان صالح و معتمد آن روزگار بود.

تحصیلات

فضل‌الله پس از پشت سر گذاشتن دوران کودکی به تحصیل علوم اسلامی روی آورد. تحصیلات ابتدایی را در «بَلَده» (مرکز منطقه نور) آغاز کرد.[۳] پس از آن به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات خویش را تا پایان دوره سطح در آن جا ادامه داد.

اساتید

وی برای تکمیل دانش خویش به نجف هجرت کرد و نزد استادان بزرگ حوزه نجف میرزا حبیب الله رشتی و شیخ راضی به تحصیل پرداخت و بعد از مدتی در درس میرزای شیرازی بزرگ شرکت کرد. با هجرت میرزای شیرازی به سامرا وی نیز حوزه نجف را رها کرد و راهی سامرا شد. حضور مستمر در درس میرزای بزرگ و هشت سال حضور در درس شیخ راضی و میرزا حبیب الله رشتی به همراه پشتکار و مداومت در درس و تحصیل، از شیخ فضل الله مجتهدی برجسته و فقیهی نامدار ساخت.

مقام علمی

مقام علمی شیخ فضل‌الله مورد توافق دوست و دشمن بود. او علاوه بر علوم اسلامی از دانش‌های دیگر هم اطلاع داشت و به مسائل جامعه و مقتضیات زمان آگاه بود. یکی از کسانی که شیخ را ملاقات کرده است، می‌نویسد: «مراتب علمی شیخ را هیچ کس از دوست و دشمن منکر نبود ولکن گمان می‌کردند که فقط معلومات او منحصر به همان فقه و اصول است. نگارنده در چند جلسه فهمیدم قطع نظر از جنبه فقاهت از بقیه علوم هم اطلاع کافی دارند».[۴]

ناظم الاسلام می‌نویسد: «نگارنده روزی که مشارالیه (شیخ فضل‌الله) در خانه آقای طباطبایی بود، در مجلس در ضمن مذاکره گفت ملای سیصد سال قبل به کار امروز نمی‌خورد. شیخ در جواب گفت: خیلی دور رفتی بلکه ملای سی سال قبل به درد امروز نمی‌خورد. ملای امروز باید عالِم به مقتضیات وقت باشد، باید مناسبات دول را نیز بداند».[۵]

ادوارد براون، محقق و تاریخ نویس نامدار می‌نویسد: «شیخ فضل‌الله از لحاظ علم و آراستگی به کمال معروف و فقیه جامع و کامل… مجتهد سرشناس و عالمی متبحر… و از لحاظ اجتهاد برتر از دیگران بود…».[۶] مهدی‌قلی هدایت چنین گفته است: «مقام علمی‌‌اش بالاتر از (دو سید) مسندنشین (طباطبایی و بهبهانی) است. طلاب و بیشتر اهل منبر دور او را دارند».[۷]

ابوالحسن علوی می‌گوید: «شیخ فضل‌الله از شاگردهای نمره اول حاجی میرزا حسن شیرازیِ معروف بود. در پایتخت مرجع امورات شرعی بود.»[۸] فریدون آدمیت نوشته است: «متفکر مشروطیت مشروعه شیخ فضل الله نوری بود. از علمای طراز اول که پایه‌اش را در اجتهاد اسلامی برتر از طباطبایی و بهبهانی شناخته‌اند».[۹]

احمد کسروی می‌نویسد: «حاجی شیخ فضل‌الله نوری… از مجتهدان بنام و باشکوه تهران شمرده می‌شد.»[۱۰] و بالاخره یپرم خان ارمنی ـ که خود عاقبت مجری حکم اعدام شیخ شد ـ در یادداشت‌های خصوصی خود نوشته است: «شیخ فضل‌الله نوری… روحانی عالیقدری بود و گفته او برای توده خلق، وحی مُنزل محسوب می‌شد».[۱۱]

محمدحسن خان اعتمادالسلطنه شرح حال او را در ۱۳۰۶ ق چنین می نویسد:«‌افضل و اکمل تلامذه سرکار حجه الاسلام حاج میرزا محمدحسن شیرازی مد ظله العالی اوست و در فقه و اصول و حدیث و رجال و انواع فضایل دیگر، امتیازی بین دارد.و اهالی دارالخلافه را به این بزرگوار اعتقادی است راسخ. مجلس درس و افادت و افاضتش نیز امورز بسی عامر،‌ و به وجود کافه مستعدین مدارس طهران دائر می باشد».[۱۲]

شاگردان

از چنین حوزه تعلیم و تدریسی شخصیت های بزرگواری برخاسته‌اند، از آن جمله‌اند: حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم، حاج آقا حسین قمی، آقا سید محمود مرعشی (پدر آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی، سید اسماعیل مرعشی، ملا علی مدرس، میرزا ابوالقاسم قمی، شیخ حسن تهرانی، علامه محمد قزوینی و…[۱۳]

آثار

شیخ فضل الله علاوه بر فعالیت‌های اجتمای و سیاسی و تدریس و تبلیغ دارای آثار علمی ارزنده‌ی است که برخی را تألیف کرده و بر بعضی کتاب‌ها شرح و توضیح نوشته است، قسمتی از این آثار عبارتند از:

  1. رساله منظوم فقهی «الدرر التنظیم» به عربی.
  2. بیاض (کتاب دعا).
  3. رساله فقهی فی قاعده ضمان الید.
  4. رساله فی المشتق.
  5. صحیفه قائمیه (صحیفه مهدویه).
  6. ضمایمی بر کتاب تحفه الزائر از مرحوم مجلسی (در پایان کتاب).
  7. اقبال سید بن طاووس با توضیحات شیخ.
  8. رساله تحریم استطراق حاجیان از راه جبل به مکه معظمه.
  9. روزنامه شیخ (لوایح آقا شیخ فضل‌الله).
  10. تحریم مشروطیت.
  11. حاشیه بر کتاب شواهد الرُّبوبیه ملاصدرا.
  12. حاشیه بر کتاب فرائد الاصول شیخ انصاری.[۱۴]
دیگر ...