logo-samandehi

مجلس یزید روایت گر ابولفرج اموی .

یزید لعنه ا…. علیه : مجلس شادی را ترتیب داد که در آن اعیان و اشراف حضور داشتند و برای اینکه شادی خود را به همه ی مردم شهر نشان دهد انها را  دعوت کرد و برای اینکه  از حرمت حرم اهل بیت بکاهد و انها را مورد اهانت قرار دهد اسرا را به مجلس خود خواند او با زبانی تند و سخت حضرت زینب را مورد خطاب قرار داد و ان حضرت را تحقیر کرد همچنین با امام سجاد برخوردی ناشایست داشت او اسرا را در بدترین شرایط قرار داد تا حدی که قصد جان امام سجاد کرد اما زینب کبری (س) با حمایت از امام معصومش او را از این کار بر حذر داشت و به شدت با او به مجادله پرداخت امام علی بن الحسین (ع) به یزید فرمودند: اگر می خواهی مرا بکشی پس کسی را مأمور کن تا اهل بیت پیامبر (ص) را به مدینه برساند یزید گفت: تو خود با اهل بیت به سوی مدینه برو اما باید بالای منبر بروی و برای مردم خطبه بخوانی و از کار های پدرت عذرخواهی کنی امام پذیرفت و بالای منبر رفت و بعد از حمد و ثنای الهی فرمودند: ای مردم هرکس مرا میشناسد که می شناسد و هر کس مرا نمی شناسد خودم را معرفی می کنم و در این جا بود که آن حضرت خود را فرزند حسین (ع) و فرزند بشیر  و نذیر و فرزند سراج منیر و فرزند کسی که به اذن خدا مردم را به سوی پروردگار دعوت کرده است معرفی کرد.

ابولفرج این خطبه را طولانی میداند قسمتی از آن را آورده است و همجنین مکالمات حضرت زینب (س) را بایزید ننوشته است گویا برای پنهان کردن افتضاحات یزید و برای کتمان مناقب  و جلالت امام سجاد (ع)  سخنی به میان نیاورده است.

نیات پلید یزید :

از قصد یزید لعنت ا…. علیه چنین بر می اید که با عذرخواهی امام سجاد  (ع) از مردم  و اعتراف به تقصیر پدر بزرگوارش از احساسات و هیجانات مردم جلوگیری کند اما این کار او نتیجه ی عکس داشت به طوزی که برای مردم روشن شد که امام حسین (ع) و یارانش که از اهل بیت پیامبر (ص) و از اصحاب ایشان بودند در نهایت مظلومیت به شهادت رسیدند و اینک هم به صورت اسیر و با این وضع نابسامان شهر به شهر آنها را آواره کرده است.

منبع : مقاتل الطالبین ص ۸۰ و ۸۱

دیگر ...