logo-samandehi

نامه شهید حجت‌الله فرزانه/ حجاب و عفت دو بانوی دل‌شکسته اسلام را ملاک خود قرار دهید

شهید «حجت الله فرزانه» ۲۲ فروردین ۱۳۴۸ چشم به جهان گشود. وی در سن ۱۴ سالگی به جبهه جنگ رفت و چهار سال بعد در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۷ طی عملیات مرصاد در منطقه اسلام آباد غرب به شهادت رسید.

این شهید والامقام نامه‌ای خطاب به خانواده خود نوشته است که آن را در ادامه می‌خوانید:

«بسم رب الشهداء والصدیقین

به نام خدا که چنین پدر و مادر مهربان و با عطوفتی بر من عنایت کرد تا این گونه راستی و صداقت و حب اولیاء ا… را در دل من زنده کردند. پدر و مادر عزیز از چه بگویم از بی وفایی و نافرمانی‌های خود بگویم از سختی‌ها و مشقات بی انتظار و بی حد شما بگویم نمی‌دانم سخن گفتن در این مورد برایم دشوار است و دستم می‌لرزد خدا می‌داند از اینکه نتوانستم حق شما را ادا کنم، سخت پشیمانم ان شاء ا… مرا ببخشید و حلال کنید همینطور از خواهران عزیزم می‌خواهم که به من سختی‌ها و ناحقی‌ها را نادیده بگیرند و مرا حلال کنند؛ همینطور از آقا اسدا… و آقا سعید می‌خواهم اگر از من بدی دیدند مرا ببخشند.

خانواده عزیزم شما اکنون چشم و چراغ ملتید، امیدوارم که خدا این امانتداری و صداقت را از شما قبول کند و به صبر و پایداری شما بیافزاید هر چند این مصیبت‌ها در قبال مصیبت‌ها و سختی‌های اهل البیت (ع) و ائمه ناچیز است. از شما می‌خواهم در اخلاق و ادب و صبر یک اسوه و نمونه باشید. مخصوصا از شما خواهرانم می‌خواهم همانطور که گفتم در زندگی این دو بانوی دل شکسته اسلام را بیاد داشته باشید، در زندگی آن‌ها مطالعه کنید و حجاب و عفت آنان را ملاک خود قرار دهید. اگر این حرف‌ها را نه از طرف من بلکه از طرف اولیاء خدا قبول کنید. خدا نیز شما را پاداش می‌دهد.

از خدا می‌خواهم که در تمام موارد زندگی شما را یارو یاور و پشتیبان باشد، این حرف‌ها را هم خود می‌دانم که در خور گفتنش نبودم و جسارت کردم. امیدوارم که مرا ببخشید ان شاء ا… این‌ها را بعنوان یادآوری قبول کنید. دیگر شما را به خدا می‌سپارم، امام را فراموش نکنید.

در آخر چند سفارش حضور مبارکتان دارم:

من نمی‌خواهم بگوییم برای من گریه نکنید، ولی سعی کنید در انظار نباشد و می‌خواهم که زیاد محزون نباشید، خصوصا در انظار مردم از شما می‌خواهم که در مراسم و یا کلا بخاطر من لباس سیاه نپوشید اگر این کار را کردید، مرا خوشحال کردید سعی کنید اگر مجلسی گرفتید از دوست عزیز و مونس من نیز ابوالفضل آقاجانی و دیگر شهدا و مفقودین و شهدای گمنام یاد کنید و حتما باید مجلس را کوتاه و مختصر و تشییع را هم همینطور بگیرید. اگر بدنم به دست شما رسید و امکان آن بود مرا نزدیک دوستم ابوالفضل و حسین چراغعلی دفن کنید، از وسایلم اگر چیزی بدردتان خورد بردارید و بقیه را به راه خیر بدهید، از طرف من ۶۰۰۰ ریال به جبهه‌ها بدهید. ۲ ماه روزه و چهار ماه نماز برایم قضا کنید.

والسلام»

 

دیگر ...