logo-samandehi

نگرانی مسلم برای امام حسین .

در ادامه ی مبحث جنگ مسلم با هفتاد نفر از لشکریان ابن زیاد ، جنگ به پایان رسیده بود و در حدود سی ساعت فراز و نشیب ها، ناگواری ها را پشت سر گذاشته ، کسی که چندین هزار نفر با او بیعت کرده بودند روزی والی(ابن زیاد)  کوفه از ترس او در قصر خود را محبوس و محصور کرده بود و روزی که او فرمانده ی بزرگی بود و جنگی بدون برنامه را اداره می کرد امروز سرگردان کوچه ها ، گرسنه، خسته و تنها مانده بود . دوست و یارش هانی گرفتار زندان شده بود و تنها زنی که او را پناه داده بود هم بر اثر فشار ال امیه پریشان خاطر شده بود اینک او تنها نگرانیش امام زمانش ، امام حسین (ع) بود که باید جلوی حرکت ان امام را میگرفت تا گرفتار این قوم عهد شکن نشود.

اینک سپاه مقتدر ابن زیاد که از تمکن مالی برخوردارند برای اسیر کردن یک نفر بی پناه و تنها هجوم آورده بودند گرچه در ابتدا تصور انها این بود که مسلم فعلا” درمانده و خسته است و هیچ حامی و یاری او را همراهی نمی کند بنابراین به راحتی و سادگی می توان او را از پای دراورد . اما این لشکر متوهم هنوز به در خانه ی طوعه ان زن فداکار نرسیده بودند که با شمشیر برهنه و اماده ی مسلم روبرو شدند به قدری در جنگیدن سرعت و شجاعت و تدبر داشت که جمع کثیری در همان ابتدا متواری شدند و از خانه بیرون رفتند.

در شرح جنگ مسلم با لشکر ابن زیاد چندین نکته بسیار قابل توجه و تأمل است اینکه چرا این عده ی هفتاد نفر مجروح و کشته نداشته؟

چرا عده ی زیادی از آنان فرار کردند هیچ نامی از کشته ها و مجروح ها در تاریخ ذکر نشده است؟

نگراندگان  در دوره ی امویان و حکومت ال امیه بوده اند  و بسیاری از نویسندگان دیگر از جیره بگیران و مواجب بگیران سلطنت امویان و از دشمنان اهل بیت بودند بنابراین بعید به نظر نمی رسد که سربازان ابن زیاد که به دست مسلم کشته شده اند ثبت شده باشد در زمان حکومت امویان خفقان بر تمامی شهر ها سایه انداخته بود و از فضائل و مناقب اهل بیت معصومین نگاشتن جرمی نابخشودنی محسوب می شد.

این سؤال در تاریخ جنگ مسلم باید فریادی باشد که هیچگاه نه خاموش شود و نه کسی این سؤال را پاسخ دهد که:

۱- چرا در مقابل مسلم تنها این لشکر مسلح و برگزیده از کوفه برای جنگ با مسلم تدارک ببینند که اکثر آنها هم متواری شوند

۲- چرا تاب مقاومت این لشکر کذایی در مقابل مسلم که تنها و مجروح و خسته و پریشان بود دیده نمی شود و اگر هم وجود دارد جنگی طولانی ان هم به دلیل مقاومت و پایداری مسلم بوده است. اما در ان زمان که از بالای بام و اطراف هجوم سفاکان لشکر کوفه دیگر خود را ناتوان دیدند و به ناچار به بهانه ی گرفتن امان به واسطه ی محمد بن اشعث تنها راه را برای پایان جنگ دیدند در این میان مسلم بن عقیل از این فرصت استفاده کرد تا بتواند چند ساعتی بیشتر زنده بماند شاید  به واسطه ای بتواند به امام زمانش خبر دهد تا به کوفه نیاید وقتی که شمشیرش را از او گرفتند یقین برایش حاصل شد که امانی در کار نیست و شهادتش حتمی است لذا به محمد بن اشعث فرمودند: دیگر امان تو بی نتیجه است و تو نمی توانی از من حمایت کنی پس کسی را به نزد امام زمانم بفرست تا پیام مرا به حسین بن علی برساند زیرا او امروز یا فردا به سوی کوفه خواهد آمد بگو اینک مسلم به دست دشمنان اسیر و گرفتار است اری کوفیان همان کسانی هستند که پدرت آرزو داشت با مرگ یا کشته شدن از انان جدا شود اهل کوفه به من و تو دروغ گفتند گریه های بسیار مسلم که در تاریخ مکرر از ان یاد می شود تنها برای مظلومیت حسین بن علی (ع) بود که نمی دانست در این ناچاری ها چه باید بکند یا چگونه بیاندیشد تا ان حضرت در سلامت و امنیت بماند.

محمد بن اشعث پیام مسلم را وقتی به امام حسین (ع) رساند که امام حسین در محلی به نام زباله رسید بود.

منبع : از کتاب تاریخ سید الشهدا نوشته آیت ا… حاج شیخ عباس صفایی حائری.  تاریخ طبری ج ۵ ص ۳۷۴و ۳۷۵و ۳۷۶٫

{محلی به نام زباله در کتابی به نام فرهنگ عاشورا به قلم آقای جواد محدثی آورده شده : منزل گاههای مسیر مکه به کوفه که امام حسین (ع) در انجا فرود امد

زباله به معنای محلی است که آب را در خود نگه می دارد ، محل پر آب روستایی آباد و مسکونی بوده که طوایفی از بنی اسد در انجا زندگی میکردند در همین منزلگاه بود که امام خبر شهادت عبدا… بن یقطر  را شنید او فرستاده ی امام به سوی کوفیان و حضرت مسلم بود که همزمان با شهادت مسلم و هانی شهید شد در ان محلّ قلعه و مسجدی مربوط به بنی اسد بود . محلّ به نام زباله بنت مسعر شهرت یافته است . در همان جا هم خبر شهادت قیس بن مسهر (پیک اعزامی خود به کوفه را شنید) انگاه اوضاع کوفه را برای همراهانش تشریح کرد و از بد عهدی کوفیان گفت در انجا بیعت خود را از همراهانش برداشت و فرمود : هرکس می خواهد برگرد، پیروانمان ما را خوار ساختند به گفته ی برخی مورخان عده ای متفرق شدند صبح فردا به یارانش فرمود: آب به همراه بردارند و راه را به سوی کوفه ادامه دهند

منبع: مقتل الحسین ، مقرم، ص ۲۱۳ . الحسین فی طریقه الشهاده ص ۸۷٫}

 

دیگر ...