logo-samandehi

کشتی مطلا در دریای فقر

بالا بروید یا پایین بیایید، اصلاً قرآن را بر سر جامعه ای پهن کنید، مادام که در آن جامعه در یک سو گرسنه بیچاره از سرما، لرزان وجود دارد، و از سوی دیگر متنعمان برخوردار از همه چیز، این جامعه لجن است. تمام چهره اش را هم که با قرآن بپوشانید باز لجن است.

 

کشتی مطلا

پس از رو نمایی از قرآن مطلا توسط برخی از مراجع در شهر قم و با استقبال بی نظیر مردم و شبکه های ضد اسلام و ضد نظام این بار نوبت به رونمایی از کشتی قرآن مطلا رسید.
هنوز شبهاتی که رونمایی افتخار آمیز قرآن مطلا ایجاد کرده بود را پاسخ نداده بودیم که افتخار دیگری در کارنامه کارهای فرهنگی کشور ثبت شد و شبهاتی جدید بر روحانیت و حوزه علمیه و نظام اسلامی سرازیر شد.
نمی دانم و خدا آگاه تر به نیت آدم ها است اما اگر نیت خالق این اثر و کسانی که برایش کف زدند خیر هم باشد دلیل نمی شود مانع قلمم شوم که بی تاب است برای به نقد کشیدن این  ماجرا.

آیا پیامبر نمی توانست پس از فتح مکه، کعبه را مطلا کند؟ آیا نمی توانست قرآن را طلا کوب کند؟ اسلام قطعا با این گونه اسراف ها و ریخت و پاش ها مخالف است.

آیا جامعه امروز ما برای قرآنی شدن به قرآن مطلا نیاز دارد؟ آیا با کشتی مطلا کار فرهنگ را یکسره کرده اید؟
ای کاش این اتفاقات فقط اثر مثبت فرهنگی نداشت، این دسته از کارها ضد فرهنگ است، این کارها نه تنها جاذبه ندارند بلکه دافعه دارند. خوب است طرفداران این حرکات بروند و هجمه هایی را که در این روزها کانال ها و سایت های اوپوزوسیون وارد کرده اند و یا حتی نارضایتی مردم داخل کشور از این مخلوق اسراف گونه را از نزدیک ببینند.
چرا با آبروی خودمان بازی می کنیم؟

عذر بد تر از گناه

چند روز پس از رونمایی از قرآن مطلا، دفتر آیت الله مکارم شیرازی درباره اشکالات به وجود آمده پاسخی را منتشر کردند مبنی بر اینکه «این اثر چند برابر هزینه‌ای که برای آن مصرف شده به یکی از خیرین در کشور و یا یکی از کشورهای اسلامی دیگر فروخته خواهد شد و تمام درآمد آن بدون استثنا صرف ایتام و نیازمندان خواهد شد.»
در ماجرای اخیر هم عده ای توجیهاتی کرده اند مثل اینکه گفتند این اثر فروخته می شود و هزینه بدست آمده خرج ایتام می شود و یا اینکه سازنده این اثر با سرمایه شخصی خود کار به سرانجام رساند.
اما نکته ای که این آقایان از آن غفلت کردند این است که ما نقدمان به منشأ مالی اینگونه آثار و یا محل نگهداری آن و یا فروخته شدن آن نیست، بلکه اساسا این اقدامات با اسلام ناب در تضاد شدید است. چه فرقی هست بین ما و عربستان که میکروفون طلا برای بیت الله الحرام نصب می کنند؟
برخی از آیات دلالت بر تجمل گریزی و ساده زیستی دارند مانند:
مَنْ کانَ یُریدُ الْحَیاهَ الدّنْیا وَ زینَتَها نُوَفّ ِ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُونَ أُولئِکَ الّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَهِ إِلاّ النّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما کانُوا یَعْمَلُونَ. (هود: ۱۵ و ۱۶ )
اِعلَمُوا انَّما الحَیوهُ الدُنیا لَعِبٌ وَ لَهوٌ وَ زینَهٌ … وَ مَالحیوهُ الدُنیا الّا مَتاعٌ الغُرور. (حدید: ۲۰)
چگونه آن کسی که این آیات را بر ورق طلا می نوشت به مضمون آیات توجه نداشت؟

ساده زیستی اهل بیت

اگر آیات قرآن و اسامی مبارک پیامبر و امامان را بر روی طلا حک می کنید به این امید که راه آن ها را رفته باشید و یا سیره و روش آن ها را ترویج کرده باشید، سخت در اشتباهید. مسیر را صد و هشتاد درجه اشتباه رفته اید.
پیامبر اسلام و جانشین او امیرالمومنین در نهایت زهد و سادگی زندگی کردند به طوری که علی علیه السلام دو نوع غذا میل نمی کردند و کفاش از وصله کردن کفش پاره او خسته شده بود. آیا پیامبر نمی توانست پس از فتح مکه، کعبه را مطلا کند؟ آیا نمی توانست قرآن را طلا کوب کند؟ اسلام قطعا با این گونه اسراف ها و ریخت و پاش ها مخالف است.
ما پیرو کدام علی هستیم؟ پیرو کدام اسلامیم؟ اسلام مطلا و یا اسلام نبوی و علوی؟

اتمام حجت

سال ها در حوزه فرهنگ اشتباهات عظیم و چشمگیری داشتیم و نتیجه اش را هم امروز می بینیم. نتیجه اش فوج فوج از اسلام خارج شدن جوان ها و بی اعتمادی مردم نسبت به دین است.
وقتش رسیده آیات قرآن را از ورق های طلا به کف جامعه بیاوریم و به جای نصب آن ها در همه جای شهر، عملیاتی و فراگیر کنیم.
مادامی که نتوانستیم به مضامین دین آنگونه که شایسته است عمل کنیم، حرف همان است که شهید بزرگ مرتبه بهشتی عزیز فرمود: «بالا بروید یا پایین بیایید، اصلاً قرآن را بر سر جامعه ای پهن کنید، مادام که در آن جامعه در یک سو گرسنه بیچاره از سرما لرزان وجود دارد، و از سوی دیگر متنعمان برخوردار از همه چیز، این جامعه لجن است. تمام چهره اش را هم که با قرآن بپوشانید باز لجن است.»

دیگر ...