logo-samandehi

گفتگوی علی ع با راهب مسیحی.

بعد از رحلت پیامبر (ص) وقتی که ابوبکر جانشین پیامبر(ص) شد در همین زمان امیر مؤمنان علی (ع) خانه نشین بودند. روزی راهبی از کشور روم که مردی مرفه و متمکن به نظر میرسید وارد مدینه شد در ابتدا از حضرت رسول (ص) پرسید مردم او را به مسجد حضرت رسول راهنمایی کردند در مسجد ابوبکر بین مهاجر و انصار نشسته بود مرد راهب از جمع حاضر انها پرسید چه کسی خلیفه  ی بعد از رسول خدا ست ابوبکر خود را خلیفه معرفی کرد راهب گفت: من از روم آمده ام و اگر مرا از خشم و غضب خود در امان نگه دارید سؤالی از شما دارم راهب پرسید ان چیست که برای خدا وجود ندارد و در نزد خدا نیست و خدا ان را نمیداند ابوبکر از جواب دادن عاجز بود عمر عثمان هم پاسخی ندادند. از میان جمع سلمان فارسی نزد علی ع رفت و از حضرت خواست به مسجد بیاید وقتی که علی ع وارد مسجد شد مردم به احترام ان حضرت از جای برخواستند و ایشان را بسیار تکریم کردند تا اینکه امام علی ع در جای خود قرار گرفت. ابوبکر به راهب گفت: از ایشان بپرس راهب به امام رو کرد پرسید شما چه کسی هستید؟ امام فرمود: اسم من در نزد یهود «الیا» در نزد نصارا «ایلیا» و در پیش پدرم «علی » و در نزد مادرم«حیدر» هستم راهب پرسید چه نسبتی با پیامبر داری امام فرمود: او برادر و پسر عم من است و من داماد او هستم راهب گفت به حق عیسی ع گمشده ی من تو هستی اینک پرسش های مرا پاسخ بده امام علی ع فرمودند ان که برای خدا نیست فرزند و همسر است و انکه در نزد خدا نیست ظلم است که در نزد او نسبت به بندگان نیست و انکه خدا ان را نمیداند شریک است که او در ملک خود انرا برای خود نمیداند راهب پاسخ ها را که شنید بسیار خوشحال شد سر امام علی ع را در آغوش گرفت و بین دو چشم ان حضرت را بوسید و گفت گواهی میدهم که معبودی جز خدای یکتا نیست و محمد رسول خدا (ص) و تو جانشین رسول خدا و امین این امت و معدن حکمت و سرچشمه ی علم و برهان هستی نام تو در تورات الیا در انجیل ایلیا و در قران علی ع و در کتاب های پیشین حیدر است .

منبع: احتجاج طبرسی ج ۱ ص ۳۰۷٫

پرسش و پاسخ با حضرت علی ع:

مردی از حضرت علی ع در باره ی معنای قدر و تقدیر الهی پرسید امام فرمود : دریای عمقی ست در ان فرو مرو (دنبال موضوع مباش) ان مرد دوباره عرض کرد ای علی ع مرا از تقدیر اگاه کن؟ امام مختصر فرمود: (ای مرد)،راز خداست خود را برای فهمیدن ان به زحمت نینداز. مرد برای بار سوم پرسید اکنون که اصرار میکنی بدان تقدیر و قدر الهی امری است میان دو امر نه جبر است و نه تفویض

از کنز العمال ح ۱۵۶۷٫

دیگر ...